{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلم

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلم
باز تا غافل شوم  سوی تو  بگریزد   دلم
بارها  دیدی  که از  چشم تو چون افتاد، باز
 یک تبسم بود کافی تا  به پا  خیزد دلم
امر کردی  تا  فراموشت  کنم، گفتم به چشم
لیک  با  یاد تو  نتواند  که بستیزد  دلم
گیرم اینکه می توان پوشید ازعشق تو چشم
باز هم  با   یک نگه یکسر فرو ریزد دلم
آن شب از شوق وصالت تا سحر خوابم نبرد
 چون دل گنجشک هر دم تندتر دلم
دوستان بیهوده مجنون را نصیحت می کنند
 گوشوار پند  را  هرگز  نیاویزد  دلم
کی شود آرام  از عشق تو  این  دریای عشق
وه که از دل خیزد این توفان؛ بنامیزد! دلم
دیدگاه ها (۱۰)

از این به بعد اگر بی بهانه گریه کنمبه من نخند و نگو مخفیانه ...

‍ با خاطرش امشب هزاران قصه دارماول دلم را دست  مهرش  میسپارم...

سکوت چشم منتظر به‌چشم تو ترانه شدگلایه‌ ام از عاشقـی، ڪرانه ...

چه می دانی نگار من شب رنجور یعنی چه؟به دریا رفته دریابد دل پ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط