{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،

خدایا تو را غریب دیدم و غریبانه غریبت شدم ،

تو را بخشنده پنداشتم و گنه کار شدم ،

تو را وفادار دیدم و هر جا که رفتم باز گشتم ،

تو را گرم دیدم و در سردترین لحظه ها به سراغت آمدم ،

تو مرا چه دیدی که وفادار ماندی…؟؟
دیدگاه ها (۴)

اصل های حقوق بشر را خواندمو جای یک اصل را خالی یافتمو اصل دی...

کاش از انگشتهای دستمان یاد میگرفتیمیکی کوچک,یکی بزرگیکی بلند...

اینـجــــا ، زمین ...ارزانــــتر از هـمه چـــــیز ، انــسان ...

رباید دلبر از تو دل، ولی آهسته آهستهمراد تو شود حاصل، ولی آه...

part 9ویو مایکیصبح از خواب بیدار شدم و رفتم یه آبی به دست و ...

𝓹𝓪𝓻𝓽 23ات ویورفتم تو دیدم اعضا نیستن رفتم کل خونرو گشتم ات:ا...

فراتر از خویش

رمان عشق ممنوع

رمان عشق ممنوع

part 1ویو آناستازیااز خواب پا شدم و رفتم که کارای شخصیم رو ا...

رمان: قلب در تاریکی

فیک تهیونگ

Forced to be by your sideبه اجبار کنار تو part:1جینا میگه .....

در جست و جوی خاطرات پارت۱۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط