Name Lost heart
Name: Lost heart
Part:①④
ماری: دختر اخبار ها رو دیدی جنجالی درست کردی "هیجان زده"
☆نه بزار ببینم "گوشی رو قط میکنه"
♡رزییییی رزیییییی "از پله ها نفس نفس زنان میاد پایین"
♡اخبار اخبار رو ببین "نفس نفس زنان"
روای
تلویزیون رو روش میکنه و میزنه کانال اخبار که مجری میگه
مجری: اِریکا یا همون خانوم رزی یکی از بزرگترین سوپر استار آیدل هاست یکی از زیبا ترین زن های جهان معروف شد و با صدای طلایی همه رو به خودش جذب کرد اندامش ترند شد و همه عاشقشن چه از نوزاد و نوجوان پیر یا حیوان ها همه عاشقشن خیلی از برند های معروف قصد همکاری با این خانوم سوپر استار رو دارن و حتی برای مدل سکرت انتخاب شد و حتی برند لیبر و لو بو تون و ورساچه اون رو برای سفیرشون انتخاب کردن واقعا شگفت انگیزه
♡وایییییی رزییییی معروف شدی رسما "ذوق و میپره بالا"
☆"تو شُک"
~رزی فقط دو روز ازت خبر نداشتم بعد تو انقدر معروف شدی؟ "شُک"
☆خودمم تو شُکم
×تبریک میگم خانوم کوچولو "لبخند"
☆مسی "کیوت و با لبخند"
♡تبریکککک"ذوق"
(کل اعضا تبریک گفتن جز جنگکوک)
~رزی میخوای بری داخل کار آیدل شدن؟ "لبخند"
☆آره راستش"لبخند"
~خیلیم عالیه فقط انقدر که معروف شدی ما رو فراموش نکنی ها "خنده"
☆مگه میشه داداشیمو فراموش کنم؟! "لوپای تهیونگ رو میکشه و لپش رو بوس میکنه"
×پس لپ من چی "اشاره میکنه که لپ اونم بوس کنه"
~اِریکای من فقط منو بوس میکنه "احساس غرور"
♡هی آقا خوشتیپه اون منو هم بوس میکنه احساس غرور نکن "حسودی و حرصی"
~شما ها تازه همو دیدین کلا دو روزه رزی از وقتی بچه بود لپای منو بوس میکرد "احساس غرور"
☆اهم بسه دیگه بیا بریم الان دیرمون میشه "لپاش گل انداخته از خجالت"
♡چیشده چرا لپات گل انداخته "تعحب"
☆ها چی چیزی نیست "دست میزنه به لپاش"
☆من سویچ رو جا گذاشتم برم بیارمش بیام
♡باوشه
ویو اِریکا
رفتم از پله ها بالا به اتاقم که رسیدم درو باز کردم و درو بستم خیلی احساس خجالتیم شدید شده بود بخاطر همین به یه بهونه ای اومدم بالا تا نفسی تازه کنم یهو در بدون هیچ دری باز شد جنگکوک بود اومد داخل و درو بست
☆تو اتاق من چیکار میکنی؟ "اخم"
-میخواستم کار نیمه تموم نشدمو پر کنم "بازو های رزی رو میگیره و به سمت دیوار زندانیش میکنه و میره نزدیکش تا ل. ب. اش رو ببوسه که رزی دستشو به سمت صورتش میاره و صورتشو کج میکنه و میگه"
☆چ چیکار میکنی ح حدتو بدون "ترسیده و با لکنت"
-من اومدم بهت تبریک بگم معمولا برای همه اینشکلی تبریک نمیگم "لحن ددی مانند"
☆به درک من برام مهم نیست تبریکتم بخوره تو سرت گمشو اونور"تقلا میکنه که دره از دستش"
-او خانومی چرا عصبی میشی؟! "لحن ددی مانند"
☆اگه ولم نکنی جیغ میزنم "تقلا میکنه از دستش فرار کنه"
-اون صداتو بزار برای وقتی که زیرم ناله میکنی "لحن ددی مانند و نیشخند"
☆عوضی "محکم با زانو میزنه وسط پای کوک"
-کارت اشتباه بود بیب "میاد سمت اِریکا و میندازتش روی تخت و روش خیمه میزنه"
☆تبریکتو نمیخوام از روم پاشو مرتیکه "در حال تقلا برای آزاد شدن"
-ولت کنم؟ عمرن با اون لبای غنچه ایت وقتی لپای تهیونگ رو بوسیدی رو یادته؟ باید اونو روی لبام اجرا کنی "نیشخند"
☆هه عمرن اونم لبای تو؟ "خنده روانی"
-"خنده روانی سر میده و بعد وحشیانه به سمت رزی حمله میکنه که رزی سریع فرار میکنه"
ویو رزی
داخل راه رو یه آینه بود اونجا سرمو درست کردم و سریع از پله ها پایین اومدم
♡کجا بودی این همه وقت؟ "خسته"
☆بببخشید سویچ رو پیدا نمیکردم خیلی گشتم تا پیداش کردم
♡اوکیه بیا بریم
روای
یهو جنگکوک با نگاهی عصبی روی رزی از پله ها میومد پایین که رزی از عمد لپای تهیونگ رو بوسید و از همه خدافظی کرد و با هانا رفتن سوار ماشین شدن که هانا گفت
♡احساس میکنم بین تو و داداشم خبرای هست "شَک"
☆چرا باید با داداش سایکوی روانیت اهم ببخشیدا با اون باشم؟ "خونسرد در حال رانندگی"
♡آخه وقتی تو رفتی اونم گفت میره دستشویی و وقتی که تو اومدی اونم چند ثانیه بعد تو اومد بعدم عصبی نگاهت میکرد"شَک"
☆شاید ذهنش مشغول بوده و نگاهش یه طرف دیگه بود و اینکه شاید دلش درد میکرده که دیر اومده "خونسرد در حال رانندگی"
♡خواستم بگم اگه دیدی اومد طرفت و باهات خوب رفتار کرد یا بهت درخواست کاپلی رو زد قبول کن چون دخترای زیادی سمتشن ولی اون فقط نگاهش به توعه
☆اوممممم فکر نکنم که بیاد درخواست بده "خنده"
♡چرا میخندی چند وقته زیر نظرش گرفت یواشکی نگاهت میکنه و لبخند میزنه و وقتی تهیونگ رو بوسیدی عصبی شد
☆اون عاشق شدنش همیشه سایکویی هست؟
♡چچی؟
☆بببین وقتی من داداشمو بوسیدم میگی که عصبی شد درسته؟ پس اون یه سایکوعه
♡خب اون غیرتش زیادیه وگرنه سایکوووو.... شاید حق با تو هست
Part:①④
ماری: دختر اخبار ها رو دیدی جنجالی درست کردی "هیجان زده"
☆نه بزار ببینم "گوشی رو قط میکنه"
♡رزییییی رزیییییی "از پله ها نفس نفس زنان میاد پایین"
♡اخبار اخبار رو ببین "نفس نفس زنان"
روای
تلویزیون رو روش میکنه و میزنه کانال اخبار که مجری میگه
مجری: اِریکا یا همون خانوم رزی یکی از بزرگترین سوپر استار آیدل هاست یکی از زیبا ترین زن های جهان معروف شد و با صدای طلایی همه رو به خودش جذب کرد اندامش ترند شد و همه عاشقشن چه از نوزاد و نوجوان پیر یا حیوان ها همه عاشقشن خیلی از برند های معروف قصد همکاری با این خانوم سوپر استار رو دارن و حتی برای مدل سکرت انتخاب شد و حتی برند لیبر و لو بو تون و ورساچه اون رو برای سفیرشون انتخاب کردن واقعا شگفت انگیزه
♡وایییییی رزییییی معروف شدی رسما "ذوق و میپره بالا"
☆"تو شُک"
~رزی فقط دو روز ازت خبر نداشتم بعد تو انقدر معروف شدی؟ "شُک"
☆خودمم تو شُکم
×تبریک میگم خانوم کوچولو "لبخند"
☆مسی "کیوت و با لبخند"
♡تبریکککک"ذوق"
(کل اعضا تبریک گفتن جز جنگکوک)
~رزی میخوای بری داخل کار آیدل شدن؟ "لبخند"
☆آره راستش"لبخند"
~خیلیم عالیه فقط انقدر که معروف شدی ما رو فراموش نکنی ها "خنده"
☆مگه میشه داداشیمو فراموش کنم؟! "لوپای تهیونگ رو میکشه و لپش رو بوس میکنه"
×پس لپ من چی "اشاره میکنه که لپ اونم بوس کنه"
~اِریکای من فقط منو بوس میکنه "احساس غرور"
♡هی آقا خوشتیپه اون منو هم بوس میکنه احساس غرور نکن "حسودی و حرصی"
~شما ها تازه همو دیدین کلا دو روزه رزی از وقتی بچه بود لپای منو بوس میکرد "احساس غرور"
☆اهم بسه دیگه بیا بریم الان دیرمون میشه "لپاش گل انداخته از خجالت"
♡چیشده چرا لپات گل انداخته "تعحب"
☆ها چی چیزی نیست "دست میزنه به لپاش"
☆من سویچ رو جا گذاشتم برم بیارمش بیام
♡باوشه
ویو اِریکا
رفتم از پله ها بالا به اتاقم که رسیدم درو باز کردم و درو بستم خیلی احساس خجالتیم شدید شده بود بخاطر همین به یه بهونه ای اومدم بالا تا نفسی تازه کنم یهو در بدون هیچ دری باز شد جنگکوک بود اومد داخل و درو بست
☆تو اتاق من چیکار میکنی؟ "اخم"
-میخواستم کار نیمه تموم نشدمو پر کنم "بازو های رزی رو میگیره و به سمت دیوار زندانیش میکنه و میره نزدیکش تا ل. ب. اش رو ببوسه که رزی دستشو به سمت صورتش میاره و صورتشو کج میکنه و میگه"
☆چ چیکار میکنی ح حدتو بدون "ترسیده و با لکنت"
-من اومدم بهت تبریک بگم معمولا برای همه اینشکلی تبریک نمیگم "لحن ددی مانند"
☆به درک من برام مهم نیست تبریکتم بخوره تو سرت گمشو اونور"تقلا میکنه که دره از دستش"
-او خانومی چرا عصبی میشی؟! "لحن ددی مانند"
☆اگه ولم نکنی جیغ میزنم "تقلا میکنه از دستش فرار کنه"
-اون صداتو بزار برای وقتی که زیرم ناله میکنی "لحن ددی مانند و نیشخند"
☆عوضی "محکم با زانو میزنه وسط پای کوک"
-کارت اشتباه بود بیب "میاد سمت اِریکا و میندازتش روی تخت و روش خیمه میزنه"
☆تبریکتو نمیخوام از روم پاشو مرتیکه "در حال تقلا برای آزاد شدن"
-ولت کنم؟ عمرن با اون لبای غنچه ایت وقتی لپای تهیونگ رو بوسیدی رو یادته؟ باید اونو روی لبام اجرا کنی "نیشخند"
☆هه عمرن اونم لبای تو؟ "خنده روانی"
-"خنده روانی سر میده و بعد وحشیانه به سمت رزی حمله میکنه که رزی سریع فرار میکنه"
ویو رزی
داخل راه رو یه آینه بود اونجا سرمو درست کردم و سریع از پله ها پایین اومدم
♡کجا بودی این همه وقت؟ "خسته"
☆بببخشید سویچ رو پیدا نمیکردم خیلی گشتم تا پیداش کردم
♡اوکیه بیا بریم
روای
یهو جنگکوک با نگاهی عصبی روی رزی از پله ها میومد پایین که رزی از عمد لپای تهیونگ رو بوسید و از همه خدافظی کرد و با هانا رفتن سوار ماشین شدن که هانا گفت
♡احساس میکنم بین تو و داداشم خبرای هست "شَک"
☆چرا باید با داداش سایکوی روانیت اهم ببخشیدا با اون باشم؟ "خونسرد در حال رانندگی"
♡آخه وقتی تو رفتی اونم گفت میره دستشویی و وقتی که تو اومدی اونم چند ثانیه بعد تو اومد بعدم عصبی نگاهت میکرد"شَک"
☆شاید ذهنش مشغول بوده و نگاهش یه طرف دیگه بود و اینکه شاید دلش درد میکرده که دیر اومده "خونسرد در حال رانندگی"
♡خواستم بگم اگه دیدی اومد طرفت و باهات خوب رفتار کرد یا بهت درخواست کاپلی رو زد قبول کن چون دخترای زیادی سمتشن ولی اون فقط نگاهش به توعه
☆اوممممم فکر نکنم که بیاد درخواست بده "خنده"
♡چرا میخندی چند وقته زیر نظرش گرفت یواشکی نگاهت میکنه و لبخند میزنه و وقتی تهیونگ رو بوسیدی عصبی شد
☆اون عاشق شدنش همیشه سایکویی هست؟
♡چچی؟
☆بببین وقتی من داداشمو بوسیدم میگی که عصبی شد درسته؟ پس اون یه سایکوعه
♡خب اون غیرتش زیادیه وگرنه سایکوووو.... شاید حق با تو هست
- ۸۶
- ۱۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط