{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راز سئول

راز سئول

پارت 6


لیا

وقتی به خانه رسیدم، هوا کم‌کم تاریک شده بود
کلید را داخل قفل چرخاندم و وارد آپارتمان شدم
همه چیز عادی به نظر می‌رسید

اما وقتی به سمت اتاقم رفتم، ناگهان متوقف شدم

پنجره باز بود

در حالی که مطمئن بودم صبح قبل از رفتن آن را بسته بودم

ضربان قلبم تند شد

آرام به سمت پنجره رفتم

روی میز کنار آن، یک پاکت سفید قرار داشت

پاکتی که قبل از رفتنم آنجا نبود

دستانم لرزید

روی پاکت فقط یک کلمه نوشته شده بود:

«لیا.»

و برای اولین بار، واقعاً ترسیدم...

دستم می‌لرزید

انگشت‌هایم دور پاکت سفید یخ زده بود

نمی‌خواستم بازش کنم

اما باید می‌کردم

نفس عمیقی کشیدم و کاغذ را باز کردم

چشم‌هایم روی خطوط سیاه خشک شد

«فکر نکن تصادفی وارد زندگی‌اش شدی.»

قلبم ایست کرد

خط بعدی بدتر بود

«تو انتخاب شده‌ای، لیا.»

لب‌هایم خشک شد

انتخاب شده؟

برای چی؟

دستم ناخودآگاه سفت‌تر شد
و آخرین جمله…
تمام بدنم را لرزاند
«اگر به او نزدیک بمانی… دوباره همان چیزی را از دست می‌دهی که قبلاً نابودت کرد.»
کاغذ از دستم افتاد
قدم عقب رفتم

نفس کشیدن سخت شده بود

از کجا می‌دونست

چه کسی بود که گذشته‌ام را می‌دونست

ادامه این پارت رو تو یه پست دیگه می‌زارم ...
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت ۶یونگیساعت از نیمه‌شب گذشته بود.اما من هنوز بیدار...

راز سئولپارت ۷لیانفسم توی سینه‌ام حبس شده بود«لیا... در رو ب...

راز سئول پارت 5لیاوقتی صدای بوق ماشین‌ها کم شد، من همچنان کن...

راز سئول پارت 4انگار اتفاقات دیشب فقط یک کابوس بودند.او آرام...

“𝐋𝐚𝐮𝐫𝐚’𝐬 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭, 𝐎𝐮𝐫 𝐃𝐞𝐬𝐭𝐢𝐧𝐲”Part ⁸جونگ کوک ویو:به پاکتی که ب...

Part:62. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط