سرنوشت
"سرنوشت "
p,46
.
.
.
فلیکس : اهههه ...
.
ویو ا/ت*
.
همگی سر میز نشسته بودیم و منتظر سفارشات بودیم ....یکم دور و بر رو نگاه کردم.....چشمم به ی پسر مو بلند و بلوند اوفتاد .... چشماش ابی خاصی بود و روی پوست سفیدش کک و مک هاش دیده میشد.... بهم لبخند زد ولی .... ولی لبخندش ی جورایی ناراحت بود ... آشنا بود ... ولی نمیدونستم کیه ...
.
جیمین : خبب بچه ها منو جولیا میخایم ی چیزی بهتون بگیم ..
.
با صدای جیمین نگاهمو ازش گرفتم نگاهشون کردم ...
.
جیمین : خب ... منو جولیا ۵ ماهه که بفهمیم....
.
ته : اینو که همه میدونن( خنده )
.
جولیا : چییی چجورییییی اخهههه
.
کوک : خیلی زایع رفتار میکردین( خنده )
.
هلن : آره بابا حتی جیهوپم فهمیده بود.( خنده )
.
جیمین : امم .. کوک .. تو مشکلی نداری ..؟
.
کوک : نه چرا باید مشکل داشته باشم خوش حالم هستم که رفیقم تو رابطس ( لبخند )
.
جیمین : وای مرسیی( دوق گوگولی )
.
بعد بستنی هارو اوردن .... بعد از این که کلی گپ زدیم به خونه ی جیهوپ برگشتیم ....
.
ساعت ۱۱ شب ...
.
رفتم زیر پتو .... به عروسکا نگاه کردم ...
.
ویو کوک *
.
از پله ها رفتم بالا و در اتاقو باز کردم ...ا/ت رو دیدم که داره به عروسکا نگاه میکنه و لبخند میزنه ...روی تخت نشستم و گفتم ..
.
کوک : خیلی خوشگلن.... ولی به خوشگلی تو نمیرسن ..( لبخند )
.
ا/ت : ( خنده )
.
عروسکارو گذاشتیم بالا ی تخت و کنار هم دراز کشیدیم ...
.
ا/ت : ... دوست دارم جونگ کوک ..
.
کوک : منم پرنسسم ..
.
بعد از گفتن این حرف کمر ا/ت رو گرفتم و بغلش کردم ... سرمو تو گردنش بردم و نفس عمیقی کشیدم ...ا/ت دستشو روی سر گذاشت و اروم نوازشم کرد ... و بعد سیاهیی...
.
.
ساعت ۳ صبح *
.
حس کردم چیزی زیر دستم داره نفس نفس میزنه ...ا/ت بود ...صورتش خیس عرق بود و نمیتونست نفس بکشه ....
.
کوک : ا/ت ....ا/تت..
.
ا/ت رو برایت بغل کردم و بردم سمت حموم ..اب گرم رو باز کردم و رفتم تو وان و اونم گذاشتم تو وان ...سرشو نوازش کردم .. ( نکنه اینا با لباسناااا)
.
کوک : نفس بکش پرنسس نفس بکش ... من اینجام از چیزی نترس ... اروم .. من اینجام ..
.
نفس هاش اروم شد و خودشو بیشتر تو بغلم جا داد ...اب به کمرش رسیده بود و اروم لرزید ...شروع کرد به گریه کردن .... صورتشو برگردوندم ...اون خواب بود .. داشت توی خواب گریه میکرد ..اروم صورتشو نوازش کردم ..
.
.
ادامه دارد....
جیلیلیلیلی پارت جدیدددد
p,46
.
.
.
فلیکس : اهههه ...
.
ویو ا/ت*
.
همگی سر میز نشسته بودیم و منتظر سفارشات بودیم ....یکم دور و بر رو نگاه کردم.....چشمم به ی پسر مو بلند و بلوند اوفتاد .... چشماش ابی خاصی بود و روی پوست سفیدش کک و مک هاش دیده میشد.... بهم لبخند زد ولی .... ولی لبخندش ی جورایی ناراحت بود ... آشنا بود ... ولی نمیدونستم کیه ...
.
جیمین : خبب بچه ها منو جولیا میخایم ی چیزی بهتون بگیم ..
.
با صدای جیمین نگاهمو ازش گرفتم نگاهشون کردم ...
.
جیمین : خب ... منو جولیا ۵ ماهه که بفهمیم....
.
ته : اینو که همه میدونن( خنده )
.
جولیا : چییی چجورییییی اخهههه
.
کوک : خیلی زایع رفتار میکردین( خنده )
.
هلن : آره بابا حتی جیهوپم فهمیده بود.( خنده )
.
جیمین : امم .. کوک .. تو مشکلی نداری ..؟
.
کوک : نه چرا باید مشکل داشته باشم خوش حالم هستم که رفیقم تو رابطس ( لبخند )
.
جیمین : وای مرسیی( دوق گوگولی )
.
بعد بستنی هارو اوردن .... بعد از این که کلی گپ زدیم به خونه ی جیهوپ برگشتیم ....
.
ساعت ۱۱ شب ...
.
رفتم زیر پتو .... به عروسکا نگاه کردم ...
.
ویو کوک *
.
از پله ها رفتم بالا و در اتاقو باز کردم ...ا/ت رو دیدم که داره به عروسکا نگاه میکنه و لبخند میزنه ...روی تخت نشستم و گفتم ..
.
کوک : خیلی خوشگلن.... ولی به خوشگلی تو نمیرسن ..( لبخند )
.
ا/ت : ( خنده )
.
عروسکارو گذاشتیم بالا ی تخت و کنار هم دراز کشیدیم ...
.
ا/ت : ... دوست دارم جونگ کوک ..
.
کوک : منم پرنسسم ..
.
بعد از گفتن این حرف کمر ا/ت رو گرفتم و بغلش کردم ... سرمو تو گردنش بردم و نفس عمیقی کشیدم ...ا/ت دستشو روی سر گذاشت و اروم نوازشم کرد ... و بعد سیاهیی...
.
.
ساعت ۳ صبح *
.
حس کردم چیزی زیر دستم داره نفس نفس میزنه ...ا/ت بود ...صورتش خیس عرق بود و نمیتونست نفس بکشه ....
.
کوک : ا/ت ....ا/تت..
.
ا/ت رو برایت بغل کردم و بردم سمت حموم ..اب گرم رو باز کردم و رفتم تو وان و اونم گذاشتم تو وان ...سرشو نوازش کردم .. ( نکنه اینا با لباسناااا)
.
کوک : نفس بکش پرنسس نفس بکش ... من اینجام از چیزی نترس ... اروم .. من اینجام ..
.
نفس هاش اروم شد و خودشو بیشتر تو بغلم جا داد ...اب به کمرش رسیده بود و اروم لرزید ...شروع کرد به گریه کردن .... صورتشو برگردوندم ...اون خواب بود .. داشت توی خواب گریه میکرد ..اروم صورتشو نوازش کردم ..
.
.
ادامه دارد....
جیلیلیلیلی پارت جدیدددد
- ۴۰.۸k
- ۱۸ دی ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط