{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عهد

عهد

با خودم می گویم هر لحظه وهر دم
که با خود عهد کرده بودم
ترا از یاد می برم
تورا دگر بار یاد نخواهم کرد
عهد کرده بودم
تو را در پشت دیوار های سیمانی خاطره های درناکم
حبس کنم
نام تورا در لیست سیاه ذهنم بگذارم وتورا یاد نکنم
 خاطرات تورا هم در سیاهچال های فراموشیم خاک کنم
گم کنم
اما... آه اما
چه می شود کرد با دل
با دل این رهزن لحظه های فراموشی یاد تو
چه کنم که
هرچه کنم باز از دلم بیرون نمی روی
باز دلم هوای تو دارد
باز شعرم حرف ها با تو دارد
باز دلم نافرمان شده است
باز دلم با نبودت پر از حرمان شده است
باز دلم غبار می زداید از یاد تو
باز دلم هوای تورا به سر می زند.
باز دلم دنبال نشانی های تو
سرگردان کوچه ها شده است
عابران را یک به یک
به تماشا نشته است
می گردد کوچه به کوچه
به خیالش شهر آنی شده است
دلم چراغ بر دست
می گردد اما
افسوس که ((چراغش ))سوسو هم نمی کند
دیدگاه ها (۲)

امام #زمانمدلم برای ورود تو لحظه شماری می‌کند و حنجره ام تو ...

من اگر پرنده بودم،فکر می‌کردم پروازچیزی شبیه نگاه کردن به تو...

تو برای من فقط یک «دوستت دارم» ساده نیستیتو همان اتفاق نادری...

عاشقانه های شبنم

#گاهی فکر می‌کنم اگر تمام دنیا را هم به من بدهند، باز هم دلم...

دلم وقتی که می گیرد تو می آیی به دیدارمبه من آهسته می گویی "...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

من و تنهایی و دلتنگی و چشمی که تر می‌شد به رویت چشم می‌بستم؛...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط