{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

bitter and sweet

b̳i̳t̳t̳e̳r̳ ̳a̳n̳d̳ ̳s̳w̳e̳e̳t̳🍯☕️
𝙋𝙖𝙧𝙩 6●••
پایان فلش بک
شب*
یک پارتی کوچیک تو رستوران مامان و بابام داشتیم
مامانم مرغ سوخاری ها رو برامون آمده کرد و رفت خانم سو و آقای شین هم که مثل همیشه درگیر بودن منتظر هارام و بورا بودم که اومدن
هارام: اووو تیپ زدیاا
ات: خودتممم
ات: اوو نگا بورااا
بورا: چطور شدم😁
ات: عالی
استایل ات رو میذارم *
نشستیم و شروع کردیم مرغ سوخاری خوردن آقای شین سوجو ها رو باز کرد و خوردیم
هارام: میگم آقای شین کی از خانم سو خاستگاری میکنی؟؟؟
آقای سو: چی میگی بچه خاستگاری چی من و اون اصلا هم رو دوست نداریم
خانم سو: راست میگه راست میگه
ات: همینطوره😂😄
خانم: ساکت شو بچه پرو
ات: عاعا مگه چی گفتم😂😂😂 خب تایید کردم😁
بورا: درسته درسته 😂😂
بعد کلی حرف و خنده همه رفتن ولی من و بورا تصمیم گرفتیم امشب پیش هم باشیم پس شب خونه ی ما موند
رفتیم طبقه بالا سمت اتاقم آرایشمونو پاک کردیم لباس بهش دادم و مسواک زدیم و پریدیم تو تخت تا فیلم ببینیم
فیلم هری پاتر و تالار اسرار( فیلم مورد علاقه ی راویه😂) رو نگاه کردیم
ساعت ۳ شده بود و من تصمیم گرفتم زود تر بخابم چون فردا سرکار داشتم ساعت ۹ پس به بورا خاستم بگم که دیدم خوابش برده
لب تاپو خاموش کردم و خابیدم
#فیک #بی_تی_اس
دیدگاه ها (۰)

لباس ات برای جشن شب☆

𝕓𝕚𝕥𝕥𝕖𝕣 𝕒𝕟𝕕 𝕤𝕨𝕖𝕖𝕥🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 7 ●•••همون موقع شروع جشن جونگوک ویو ...

bᵢₜₜₑᵣ ₐₙd ₛwₑₑₜ🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 5●•••جونگکوک ویوپرش زمانی به صبح امر...

𝐛𝐢𝐭𝐭𝐞𝐫 𝐚𝐧𝐝 𝐬𝐰𝐞𝐞𝐭🍯☕️𝙋𝙖𝙧𝙩 4●••• اونی که بوسیدم رئیس جئون بود؟؟...

وقتی عضو هشتم بی تی اسی و اون عاشقتهدرخواستی☆p.3^ویو ات ^راه...

سادیسمی من☆p/¹

In the Embrace of Pain

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط