{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریووقتی باهات قهر بودن و تو مریضی و

سناریو:وقتی باهات قهر بودن و تو مریضی و...
[مکنه لاین]

جیمین:"درسته باهات قهر بود ولی حواسش بهت بود..روی مبل دراز کشیده بودی و بی حال بودی...با یه سینی سوپ و دارو اومد سمتت...نشست کنارت و قاشق سوپ رو اروم میذاشت تو دهنت و غر میزد:"چرا هیچوقت مراقب خودت نیستی؟؟یعنی من دو روز باهات قهر کنم نباید از خودت مراقبت کنی؟؟"
آروم میخندیدی به کیوت بودنش..اونم یه لبخند اومد روی لبش

تهیونگ:"از وقتی باهات قهر کرده بود همش تو اتاقش بود و وقتی میومد بیرون فقط غذا میخورد و میرفت سر کار..نمیدونست مریض شدی..یه روز میخواستی قرص بخوری..اومد تو آشپز خونه تا آب بخوره..یهو تورو دیدی که داری قرص میخوری..اومد سمتت:"اون قرص چیه؟"
با صدای گرفته گفتی:"مریض شدم"
شونه هاتوگرفت و برگردونت سمت خودت..دستشو روی پیشونیت گذاشت:"تب داری..وقتی انقدر حالت بده بهم نمیگی؟؟"
+"باهام قهر بودی جناب کیم"
بردت تو اتاق و روی تخت درازت داد..پیشونیت رو بوسید:"هر اتفاقی هم بیوفته باید بهم بگی وقتی حالت خوب نیست..هر چی هم باشه من نمیتونم حال بدتو ببینم...حتی اگه ازت ناراحت باشم!"

جونگ کوک:"حالت خیلی بد بود و اون میفهمید ولی سعی میکرد بهت اهمیت نده...ولی یه شب حالت دیگه خیلی بد بود و خیلی تب کرده بودی..داشتی تو خواب هذیون میگفتی که خیلی نگران شد و اومد سمتت...دستاتو گرفت داغ داغ بود..روی تخت خوابیده بودی و موهات تو صورتت ریخته بود..از اتاق بیرون رفت و با یه ظرف پر آب و دستمال پارچه ای و تب سنج اومد سمتت...
اون شب تا صبح بیدار موند و ازت مراقبت کرد تا تبت بیاد پایین..وقتی نزدیک های صبح بود تبت اومد پایین نفس راحتی کشید و کنارت دراز کشید و بغلت کرد..
درسته ازت ناراحت بود ولی نمیتونست ببینه که داری اذیت میشی!
The end
اینم از مکنه لاینش دیشب نشد بزارم رفتم خوابیدم🗿
تو مکنه لاین کدومو بیشتر دوست داشتید؟
ربات فعاله رفیق
نظرتون برام با ارزشه
هیت و توهین نه نظره و نه قابل احترام...💗
دیدگاه ها (۲۱)

چندپارتی: وقتی بچه نمیخواست و تو...pt²وقتی رسیدن خونه..داهیو...

چندپارتی: وقتی بچه نمیخواست و تو...pt³(end)ایرن:جی هوپ با تع...

حرف من حرف دل خیلی از فیک نویس هاست

سناریو:وقتی باهات قهر بودن و تو مریضی و...[هیونگ لاین]نامجون...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط