عشق دردناک
عشق دردناک
p¹²
به سمت یونا حرکت کردم و روی کاناپه که یونا هم نشسته بود نشستم
و یونا خیلی ریلکس داشت چایی میخورد
"ویو ا.ت"
از درد داشتم میمردم که لای پام خیسی احساس کردم
_جونگکوکککککک عوضیییییییی بچمممم سقط شدددد(داد خیلییی بلند)
"ویو جونگکوک"
با یونا داشتم چایی میخوردم که صدای داد بلندی عمارتو برداشت
که فهمیدم صدای ا.ت هست و زیرلب گفتم:
_دختره ی عوضی دلش کتک باز میخواد
رفتم سمت زیرزمین که دیدم داره گریه میکنه
_چرا باور نمیکنی این بچه ی توعه ولی حرف یونا رو باور میکنی
+چون توئه عوضی مثل خواهرت به من خیانت کردی و رفتی پیش تهیونگ
_باور کن این بچه ی توئه...
+این حرومزاده بچه ی من نیست(داد و عصبی)
"ویو ا.ت"
باورم نمیشه اون به بچه ی خودش حرومزاده میگه
همونجا گریه میکردم و دلم بیشتر درد میگرفت
"اینم همراه دوستم نوشتم😂💅"
p¹²
به سمت یونا حرکت کردم و روی کاناپه که یونا هم نشسته بود نشستم
و یونا خیلی ریلکس داشت چایی میخورد
"ویو ا.ت"
از درد داشتم میمردم که لای پام خیسی احساس کردم
_جونگکوکککککک عوضیییییییی بچمممم سقط شدددد(داد خیلییی بلند)
"ویو جونگکوک"
با یونا داشتم چایی میخوردم که صدای داد بلندی عمارتو برداشت
که فهمیدم صدای ا.ت هست و زیرلب گفتم:
_دختره ی عوضی دلش کتک باز میخواد
رفتم سمت زیرزمین که دیدم داره گریه میکنه
_چرا باور نمیکنی این بچه ی توعه ولی حرف یونا رو باور میکنی
+چون توئه عوضی مثل خواهرت به من خیانت کردی و رفتی پیش تهیونگ
_باور کن این بچه ی توئه...
+این حرومزاده بچه ی من نیست(داد و عصبی)
"ویو ا.ت"
باورم نمیشه اون به بچه ی خودش حرومزاده میگه
همونجا گریه میکردم و دلم بیشتر درد میگرفت
"اینم همراه دوستم نوشتم😂💅"
- ۲.۲k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط