عشق دردناک
عشق دردناک
p¹³
"ویو ا.ت"ویو صبح"
از خواب بزور بلند شدم
باورم نمیشه اصلا شکمم تکون نمیخوره یعنی...واقعا بچم مرد
_جونگکوک عوضی
بزور رفتم توی اتاقم و درو قفل کردم و نشستم روی زمین و گریه کردم
_باورم نمیشه(گریه)بچه ی خودش رو حرومزاده خطاب کرد(گریه)
"ویو ۲ هفته بعد"
۲ هفتس همش کوک منو میزنه و بهم فحش میفرسته
اجوما درو باز کرد و غذام رو داد
$عزیزم بخور بخدا از قیافه افتادی
_به قول کوک من زشتم پس برام مهم نیست(خنده غمگین)
$عزیزم تورو...
&انقدر به اون هرزه گیر نده هرزه ها همینم نباید گیرشون بیاد
$کثافت برو بمیر(زیرلب)
_ولم کن یونا
&هوم!؟ولت کنم
اومد سمتم و موهام رو گرفت و گفت:
&توعه هرزه رو نباید ول کنم،تا از این خونه بیرون نری ولت نمیکنم
_آیییی ولم کنننن
ادامه دارد...
p¹³
"ویو ا.ت"ویو صبح"
از خواب بزور بلند شدم
باورم نمیشه اصلا شکمم تکون نمیخوره یعنی...واقعا بچم مرد
_جونگکوک عوضی
بزور رفتم توی اتاقم و درو قفل کردم و نشستم روی زمین و گریه کردم
_باورم نمیشه(گریه)بچه ی خودش رو حرومزاده خطاب کرد(گریه)
"ویو ۲ هفته بعد"
۲ هفتس همش کوک منو میزنه و بهم فحش میفرسته
اجوما درو باز کرد و غذام رو داد
$عزیزم بخور بخدا از قیافه افتادی
_به قول کوک من زشتم پس برام مهم نیست(خنده غمگین)
$عزیزم تورو...
&انقدر به اون هرزه گیر نده هرزه ها همینم نباید گیرشون بیاد
$کثافت برو بمیر(زیرلب)
_ولم کن یونا
&هوم!؟ولت کنم
اومد سمتم و موهام رو گرفت و گفت:
&توعه هرزه رو نباید ول کنم،تا از این خونه بیرون نری ولت نمیکنم
_آیییی ولم کنننن
ادامه دارد...
- ۱.۹k
- ۰۶ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط