{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلم

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلم
باز تا غافل شوم  سوی تو  بگریزد   دلم
 
بارها  دیدی  که از  چشم تو چون افتاد، باز
 یک تبسم بود کافی تا  به پا  خیزد دلم
 
امر کردی  تا  فراموشت  کنم، گفتم به چشم
لیک  با  یاد تو  نتواند  که بستیزد  دلم
 
گیرم اینکه می توان پوشید ازعشق تو چشم
باز هم  با   یک نگه یکسر فرو ریزد دلم
 
آن شب از شوق وصالت تا سحر خوابم نبرد
 چون دل گنجشک هر دم تندتر میزد دلم
 
دوستان بیهوده مجنون را نصیحت می کنند
 گوشوار پند  را  هرگز  نیاویزد  دلم
 
کی شود آرام  از عشق تو  این  دریای عشق
وه که از دل خیزد این توفان؛ بنامیزد! دلم....
دیدگاه ها (۱)

نازنینم رنجش از دیوانگی هایم خطاستعشق را همواره با دیوانگی پ...

عاقلی بودم ک عشق امد امانم را گرفتبندبند جسم وجان واستخوانم...

عاشق شو و مستی کن ، ترک همه هستی کنای بت نپرستید...

.ضعیف ترین کلمه "حسرت"است... آن را نخور..سمی ترین کلمه "غرور...

Like Swan 🦢#like_swan𝑃𝑇25ویو هویج:حیاط هنوز شلوغ بود. اما بر...

فیک تاج سلطنتی (The Royal Crown)

My lovely neighbor part : 42

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد باز تا غافل شوم سوی تو بگ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

هر چه می کوشم که از عشقت بپرهیزد دلمباز تا غافل شوم  سوی تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط