{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اون یکی از دشمنامه وایسا براش دارمممم

اون یکی از دشمنامه وایسا براش دارمممم
ا.ت:نه وایسا کجا میری
جونگ کوک:قول میدم دعوا نکنم
ا.ت:عوف باشه
جونگ کوک ویو:به سمت خونه ی لی هو جین حرکت کردم رسیدم به امارتش
لی هو جین ویو:رفتم توی انباری پیش ا.ت دیدم نیستش فهمیدم فرار کرده چون پنجره باز بود دیدیم صدای در زدن میاد تق تق
درو باز کردم جونگ کوک. بود
لی هو جین:چی میخوای هاااااا
جونگ کوک:تو به چه هقی ا.ت رو زندونی کردی هاااا
لی هو جین دوست داشتم و یک دفعه اسلحشو روی سر جونگ کوک گذاشت
ا.ت ویو دیگه تحمل نداشتم و رفتم به امارت لی هو جین خب رسیدم که دیدم واییی
دیدگاه ها (۰)

دیدم جونگ کوک پخش زمین شده رفتم سمت ا.ت:عوضیچیکار کردیییییی ...

تصمیم گرفتم دیگه فیک ننویسم و دنس بزارم از خودم نظرتون چیه؟...

پارت جدید خیلی طولانی شداااا برید حال کنید😂😂

یک دفعه .... دیدم یکی از پشت سر دهنمو گرفت جونگ کوک هم اون د...

Part 6

عشق غیر ممکن Part 57 ماه بعدویو ا*ت. حالا منو جونگ کوک میخوا...

پارت ۴:(ویو کوک )بیدار شدم دیدم ا/ت مث جوجه ها خوابیده یاد ک...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط