دریای عشق
دریای عشق
فصل دوم
پارت ۲۹
بعد از کلی دلداری بحث جدی شد و سوالات رو پرسیدم بعد از چند مین محاصبه تموم شد و فکرم هنوز پیش گیسو بود تهیونگ اومد دنبالم سوار ماشین شدیم هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشد رسیدیم خونه ورودی مبل نشستم و یهو یه قرصی به سمتم اورد
تهیونگ : این چیه ؟
یونا : چیز خاصی نیست بده به من
دستمو دراز کردم که بگیرم ولی جا خالی داد
ته : برای چی قرص افسردگی میخوری ؟
یونا : چنو روزه حالم خوب نیست رفتم پیش متخصص و دکتر اینو بهم پیشنهاد داد
ته : الان دادی به من میگی که افسورده ای
یونا : اره .... از وقتی بچم تو دلم خودم تو وجودم مرد دیگه دنیا واسم رنگی نداشت
ویو تهیونگ
تو اتاقش قرصی پیدا کرده بودم و دربارش تحقیق کردم تو ماشین نتونستم حرفی بزنم ولی تو خونه کم اوردم .....زن من ....مال من .......چرا باید افسوده باشه !؟
وقتی جوابش رو شنیدم لحظه ای قلبم تکون نخورد فقط به یه چیز فکر میکردم اینکه دوباره بچه دار شیم
از روی مبل پاشد و رفت تو اتاقش ... منم عصبانیت و ناراحتی رفتم تو اتاق مخفیم
❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
فصل دوم
پارت ۲۹
بعد از کلی دلداری بحث جدی شد و سوالات رو پرسیدم بعد از چند مین محاصبه تموم شد و فکرم هنوز پیش گیسو بود تهیونگ اومد دنبالم سوار ماشین شدیم هیچ حرفی بین ما رد و بدل نشد رسیدیم خونه ورودی مبل نشستم و یهو یه قرصی به سمتم اورد
تهیونگ : این چیه ؟
یونا : چیز خاصی نیست بده به من
دستمو دراز کردم که بگیرم ولی جا خالی داد
ته : برای چی قرص افسردگی میخوری ؟
یونا : چنو روزه حالم خوب نیست رفتم پیش متخصص و دکتر اینو بهم پیشنهاد داد
ته : الان دادی به من میگی که افسورده ای
یونا : اره .... از وقتی بچم تو دلم خودم تو وجودم مرد دیگه دنیا واسم رنگی نداشت
ویو تهیونگ
تو اتاقش قرصی پیدا کرده بودم و دربارش تحقیق کردم تو ماشین نتونستم حرفی بزنم ولی تو خونه کم اوردم .....زن من ....مال من .......چرا باید افسوده باشه !؟
وقتی جوابش رو شنیدم لحظه ای قلبم تکون نخورد فقط به یه چیز فکر میکردم اینکه دوباره بچه دار شیم
از روی مبل پاشد و رفت تو اتاقش ... منم عصبانیت و ناراحتی رفتم تو اتاق مخفیم
❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۵.۱k
- ۲۸ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط