دریای عشق
دریای عشق
فصل دوم
پارت ۳۰
ویو ته
تو اتاق مخفیم خوابم برد
پاشدم کار های مورد نیاز رو کردم و واسه یونا صبحانه درست کردم پنکیک با شکلات
یونا خیلی کلافه از اتاقش بیرون اومد پشت میز نشستیم
ته : بیا بچه دارشیم
یونا : هااااا امشبب؟
ته : اره و واسه بدرفتاری دیشب ببخشید ....کمی عصبی بودم
یونا : خب.....پس واسه شب اماده میشم
باورم نمیشد قبول کرد ...چه راحت ....فکر کردم مثل همیشه قراره مقاومت کنه
صبحانمون رو خوردیم و از عمارت بیرون رفتم سوار ماشین شدم ....بعد از چند مین وارد شرکت شدم که نفراتی ....که تو مصاحبه قبول شدن رو بررسی کنم
کارم تموم شد و برگشتم خونه و ......( بد جور منحرف شید )
چند سال گذشت و یه دختر خوشگل مثل یونا به اسم ملیا ، یونا واسم اورد تو باند کار ها خوب پیش میرفت الکس و رزی هم یه پسر اوردن رزی همیشه رویا پردازی میکنه که دختر من با پسرش قراره ازدواج کنه ولی کسی نمیدونه که ملیا قراره رئیس اینده باند بشه لونا و جیمین هم در دوران بارداری یونا عاشق هم شدم و الان یه دختر یه ماهه دارن
پایان
❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
فصل دوم
پارت ۳۰
ویو ته
تو اتاق مخفیم خوابم برد
پاشدم کار های مورد نیاز رو کردم و واسه یونا صبحانه درست کردم پنکیک با شکلات
یونا خیلی کلافه از اتاقش بیرون اومد پشت میز نشستیم
ته : بیا بچه دارشیم
یونا : هااااا امشبب؟
ته : اره و واسه بدرفتاری دیشب ببخشید ....کمی عصبی بودم
یونا : خب.....پس واسه شب اماده میشم
باورم نمیشد قبول کرد ...چه راحت ....فکر کردم مثل همیشه قراره مقاومت کنه
صبحانمون رو خوردیم و از عمارت بیرون رفتم سوار ماشین شدم ....بعد از چند مین وارد شرکت شدم که نفراتی ....که تو مصاحبه قبول شدن رو بررسی کنم
کارم تموم شد و برگشتم خونه و ......( بد جور منحرف شید )
چند سال گذشت و یه دختر خوشگل مثل یونا به اسم ملیا ، یونا واسم اورد تو باند کار ها خوب پیش میرفت الکس و رزی هم یه پسر اوردن رزی همیشه رویا پردازی میکنه که دختر من با پسرش قراره ازدواج کنه ولی کسی نمیدونه که ملیا قراره رئیس اینده باند بشه لونا و جیمین هم در دوران بارداری یونا عاشق هم شدم و الان یه دختر یه ماهه دارن
پایان
❤️حمایت شه ❤️
❤️گزارش نشه ❤️
- ۵۳۶
- ۲۹ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط