{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

همه ی وجودم . . .

همه ی وجودم . . .
روح و احساسم . . .
لطافت زن بودنم . . .
قلبم را . . . تسلیم کردم..همه را با خود بردی و رفتی . .
برگرد .. خاطراتت را هم ببر تا این تن مسخ شده را به خاک بسپارم..
برگرد ..!
دیدگاه ها (۱)

میروم تا در آغوش خاکقرارگیرم و تــــــمام خاطراتمان را به خا...

امشب بعد از کلی کلنجار رفتن با خودم زنگ زدم بهش...یعنی بازم ...

ﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ،ﺑﺎﻭﺭ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ ﺩﺭﻭﻍ ﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍﺍﺯ ﺗﻮ ﮐﻪ ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻢ،ﺑﻪ...

ﭼــﻪ ﺑﯿـﻬــﻮﺩﻩ ﺍﺧﺘــﺮﺍﻉ ﺷـُـﺪ ... » ﺳـَﻢ « !» ﺷﮑـﻨــﺠـﻪ « !»...

هر روز مغزم و خاطراتمون با هم کلنجار میرن که بهت تکست بدم ، ...

سناریو تهیونگ

پارت ۵۵:مادر(ماری)یک بار دیگه به صورت ماه سونگ آه نگاه کردم....

❤️‍🔥╣⁠[⁠No touching فصل ۲]⁠╠⁠❤️‍🔥⁦(⁠。⁠♡⁠part 136♡⁠。⁠)⁩همه وج...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

باباجونمدل را به چه مشغول کنم که نگیرد بهانه تو رادر این هیا...

رمان فیک مافیایی بی تی اس

رمان فیک بی تی اس مافیایی(قرارداد خون)

★彡   Part 70 彡★ بلاخره رفع دلتنگی کرد.با نفس نفس ازم جدا شد ...

Ten

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط