هفت پسر + دختر
هفت پسر + دختر
پارت ۴۴
................
وارد اتاق شدم و فیلیکس رو در حال ور رفتن با کامپیوتر دیدم
+ خسته نشدی؟ من جای تو احساس خستگی کردم انقدر کار نکن بهمون شک میکنن
فیلیکس کلافه کامپیوتر رو بست و از جاش بلند شد
~ آه باشه ولش میکنم خب .....الان چیکار کنیم ؟
+ بیا با تهیونگ بریم شهر بازی
~ چرا با اون ؟ من جی جی رو هم میارم
+ چون با تهیونگ حال میده باشه بیارش
دو نفر از اتاق خارج شدن و با ته و جی جی رفتن تا یه حال و هوایی به خودشون بدن
......
ویو جیمین
امروز حوصلم سر رفته بود پس تصمیم گرفتم خونه رو تمیز کنم ۱ماه و دو هفته ای میشد که با چن چن و بقیه اینجا میمونیم ولی خب عادی شده برامون حداقل بیشتر اتاقا رو تمیز کرده بودم به جز اتاق بازی فیلیکس و یونا اونا کل طول روز رو بیشتر این تو میمونن پس باید اینجا نابود باشه خواستم در اتاق رو باز کنم که صدای چن اومد
/ بابااااا تو چرا نمیفهمییییی
و بعد صدای آلیسا اومد که انگار بغض داشت
! توو و نمیفهمی بابا دارم میگم مورد عتماده
سریع سمتشون رفتم و کیسه زباله رو زمین گذاشتم
= چیه چی شده ؟
/ خانم عاشق شده میخواد بیار طرفو تو گروه فقط هم سه هفتست طرف رو دیده
! آقا مگه تو مشکل نداری ؟ من میرم
/ چی میگی آلیسا بابا نزنه به سرت
! چرا ؟ اتفاقا من الان یه دیوانه عاشقم میفهمی تو این دو هفته که نزاشتی برم دست به خود کشی زده و فک کرده بهش دارم خیانت میکنم
= میدونین این کار رو می تونین بدون داد و بیداد ادامه بدید؟
/ و ! نههه نمیشهههه
× چیشده باز جیغ جیغ میکنن ؟
= آه آلیسا با یکی آشنا شده میخواد بیارتش تو گروه
× خب این مشکلش کجاست ؟
/ بابا نامجون سه هفتست طرف رو میشناسه نصف اخلاقاش رو نمیدونه
! چرا مثل کف دست میشناسمش
/ آلیسا آدم شو من تو رو وقتی ۸ سالت بود و خودم ۱۵ سالم بود پیدات کردم یادته که از دست پدرت فرار کرده بودی و توی خیابونا ولو بودی تا اینکه تو رو از دست اون پسرا نجات دادم و آوردم پیش خودم و با من بزرگ شدی جی جی هم وقتی پیداش کردیم سنی نداشت تو اون موقع ۱۵ سال داشتی و اون ۱۲ سال من تو رو نجات دادم و تو جی جی رو از دست خلافکار ها که دنبالش بودن نجات دادی و جی جی هم فیلیکس رو پیدا کرد و آوردش پیش ما آلیسا برای این خانوادم که شده درست فکر کن هوم؟ منم حال و روز خوبی نداشتم خانوادم رو کشتن ولی سر پا شدم اون پسرم میتونه سر پا شه
آلیسا نگاه گریونی به چن کرد....
پارت ۴۴
................
وارد اتاق شدم و فیلیکس رو در حال ور رفتن با کامپیوتر دیدم
+ خسته نشدی؟ من جای تو احساس خستگی کردم انقدر کار نکن بهمون شک میکنن
فیلیکس کلافه کامپیوتر رو بست و از جاش بلند شد
~ آه باشه ولش میکنم خب .....الان چیکار کنیم ؟
+ بیا با تهیونگ بریم شهر بازی
~ چرا با اون ؟ من جی جی رو هم میارم
+ چون با تهیونگ حال میده باشه بیارش
دو نفر از اتاق خارج شدن و با ته و جی جی رفتن تا یه حال و هوایی به خودشون بدن
......
ویو جیمین
امروز حوصلم سر رفته بود پس تصمیم گرفتم خونه رو تمیز کنم ۱ماه و دو هفته ای میشد که با چن چن و بقیه اینجا میمونیم ولی خب عادی شده برامون حداقل بیشتر اتاقا رو تمیز کرده بودم به جز اتاق بازی فیلیکس و یونا اونا کل طول روز رو بیشتر این تو میمونن پس باید اینجا نابود باشه خواستم در اتاق رو باز کنم که صدای چن اومد
/ بابااااا تو چرا نمیفهمییییی
و بعد صدای آلیسا اومد که انگار بغض داشت
! توو و نمیفهمی بابا دارم میگم مورد عتماده
سریع سمتشون رفتم و کیسه زباله رو زمین گذاشتم
= چیه چی شده ؟
/ خانم عاشق شده میخواد بیار طرفو تو گروه فقط هم سه هفتست طرف رو دیده
! آقا مگه تو مشکل نداری ؟ من میرم
/ چی میگی آلیسا بابا نزنه به سرت
! چرا ؟ اتفاقا من الان یه دیوانه عاشقم میفهمی تو این دو هفته که نزاشتی برم دست به خود کشی زده و فک کرده بهش دارم خیانت میکنم
= میدونین این کار رو می تونین بدون داد و بیداد ادامه بدید؟
/ و ! نههه نمیشهههه
× چیشده باز جیغ جیغ میکنن ؟
= آه آلیسا با یکی آشنا شده میخواد بیارتش تو گروه
× خب این مشکلش کجاست ؟
/ بابا نامجون سه هفتست طرف رو میشناسه نصف اخلاقاش رو نمیدونه
! چرا مثل کف دست میشناسمش
/ آلیسا آدم شو من تو رو وقتی ۸ سالت بود و خودم ۱۵ سالم بود پیدات کردم یادته که از دست پدرت فرار کرده بودی و توی خیابونا ولو بودی تا اینکه تو رو از دست اون پسرا نجات دادم و آوردم پیش خودم و با من بزرگ شدی جی جی هم وقتی پیداش کردیم سنی نداشت تو اون موقع ۱۵ سال داشتی و اون ۱۲ سال من تو رو نجات دادم و تو جی جی رو از دست خلافکار ها که دنبالش بودن نجات دادی و جی جی هم فیلیکس رو پیدا کرد و آوردش پیش ما آلیسا برای این خانوادم که شده درست فکر کن هوم؟ منم حال و روز خوبی نداشتم خانوادم رو کشتن ولی سر پا شدم اون پسرم میتونه سر پا شه
آلیسا نگاه گریونی به چن کرد....
- ۱۸.۹k
- ۱۷ بهمن ۱۴۰۱
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط