تکپارتی جیهوپ
تکپارتی جیهوپ
+ یا هوپییی بگو شوخی میکنی
-ات کامل جدی ام.... متاسفم..
+هوپیییی
- ات خب زود میامدیگه...
+... واقعا... میخوای بری
-ات.. گفتم که قشنگم.. تا آخر ماه میام..
+ ... هق.....
- گریه نکن نفسم..
+ خب منم ببر...
- ات نمیزارن...
+هققق هوپی نههه... منم میخوام بیام..
- نفسم نمیزارم
+هق...
پیر ، دختر رو در اغوش گرفت..
چمدونم رو به سمت در کشید
+آخه ۱۴ روز بدون تو؟...
- منم دلم برات تنگ میشه پرنسسم
+هق.... به دنسرای دختر نچسبیاااا
- دیوونه
خندید ،
زنگ در به صدا در اومد، در رو باز کرد..
تهیونگپشت در بود
× هوپی نمیای بریم؟ همه اعضا منتظرنا..
- میام..
به ات که با گریه به جیهوپ چسبیده بود نگاه کرد..
×یااا.. چراگریه میکنی
- چون کمپانی نزاشته با من بیاد.. دلش تنگ میشه..
× اههه.. وایسا..
گوشیش رو برداشت و به پی دی نیم زنگ زو
×یااا مرد چرا نمیزاری ات بیاد
....
×خب اونم گناه داره دیگه.. دلش تنگ میشه
....
×واقعنی؟!
...
×مرسیی.. بای
گوشی رو قطع کرد..
×ات.. پی دی نیم راضی شد توهم بیای
دختر با ذوق و خوشحالی پرید بالا
+ووویییی مرسی تهیونگا
سریع به سمت اتاق رفت و لباسشو عوض کرد و چند دست لباس داخل چمدون ریخت..
مثل جت سریع به سمت جیهوپ و تهیونگ رفت..
- اوه چه پرنسس جذابی
+هورااا بریمممم
- دوستت دارم پرنسس کوچولو
the end.
+ یا هوپییی بگو شوخی میکنی
-ات کامل جدی ام.... متاسفم..
+هوپیییی
- ات خب زود میامدیگه...
+... واقعا... میخوای بری
-ات.. گفتم که قشنگم.. تا آخر ماه میام..
+ ... هق.....
- گریه نکن نفسم..
+ خب منم ببر...
- ات نمیزارن...
+هققق هوپی نههه... منم میخوام بیام..
- نفسم نمیزارم
+هق...
پیر ، دختر رو در اغوش گرفت..
چمدونم رو به سمت در کشید
+آخه ۱۴ روز بدون تو؟...
- منم دلم برات تنگ میشه پرنسسم
+هق.... به دنسرای دختر نچسبیاااا
- دیوونه
خندید ،
زنگ در به صدا در اومد، در رو باز کرد..
تهیونگپشت در بود
× هوپی نمیای بریم؟ همه اعضا منتظرنا..
- میام..
به ات که با گریه به جیهوپ چسبیده بود نگاه کرد..
×یااا.. چراگریه میکنی
- چون کمپانی نزاشته با من بیاد.. دلش تنگ میشه..
× اههه.. وایسا..
گوشیش رو برداشت و به پی دی نیم زنگ زو
×یااا مرد چرا نمیزاری ات بیاد
....
×خب اونم گناه داره دیگه.. دلش تنگ میشه
....
×واقعنی؟!
...
×مرسیی.. بای
گوشی رو قطع کرد..
×ات.. پی دی نیم راضی شد توهم بیای
دختر با ذوق و خوشحالی پرید بالا
+ووویییی مرسی تهیونگا
سریع به سمت اتاق رفت و لباسشو عوض کرد و چند دست لباس داخل چمدون ریخت..
مثل جت سریع به سمت جیهوپ و تهیونگ رفت..
- اوه چه پرنسس جذابی
+هورااا بریمممم
- دوستت دارم پرنسس کوچولو
the end.
- ۷۹.۴k
- ۲۸ اردیبهشت ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۹)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط