صبحدم بود كه من بر لبِ تو بوسه زدم
صبحدم بود كه من بر لبِ تو بوسه زدم
حال جايِ لگدِ خصم به لبها مانده
بويِ خون ميوزد از عمق ِ دهانت پسرم
اثري بر لب و دندان تو پيدا مانده
يك فزع كردي و خون صورتِ من را پُر كرد
لخته خونهاي گلويِ تو معما مانده
رويِ اين خاك كِشي پا ولي اما گُل ِ من
در مدينه اثرش بر دلِ ليلا مانده
حال جايِ لگدِ خصم به لبها مانده
بويِ خون ميوزد از عمق ِ دهانت پسرم
اثري بر لب و دندان تو پيدا مانده
يك فزع كردي و خون صورتِ من را پُر كرد
لخته خونهاي گلويِ تو معما مانده
رويِ اين خاك كِشي پا ولي اما گُل ِ من
در مدينه اثرش بر دلِ ليلا مانده
- ۳۵۷
- ۲۱ آبان ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط