اسم چرا من
اسم : چرا من
پارت : ۲۳
راوی: لونا صبح زود بلند شد حاضر شد به سمت سالن رفت ولی جئون ندید دنبال جئون گشت ولی نبود.
لونا : کاتیا... کاتیا
کاتیا: بله
لونا : جئون کجاست
کاتیا: ایشون رفتن .......فکر نکنم تا یک مدت برگردن
لونا: چی ....منظورت چیه....درست حرف بزن ( بغض)
کاتیا: ارباب بخاطر کار به آمریکا رفتن و فکر نکنم قصد برگشت داشته باشن
لونا : چی... چرا به من خبر نداد ..... اصلا چرا ( گریه)
کاتیا: آروم باش دخترم ارباب گفت من مراقبت باشم
لونا : اوهوم ( گریه شدید)
ویو لونا: اونم من ول کرد اگه می خواست اینجوری ولم کنه چرا بهم امید داد چرا اصلا اینجا نگهم داشت اصلأ می رم به سمت اتاقم رفتم تا شب حالم خوب نبود فقط گریه می کردم بلند شدم وسایلی که لازم داشتم برداشتم به سمت در امارت رفتم و اونجا خارج شدم و اولین چیزی که به ذهنم رسید تماس گرفتن با لیا بود
( لیا دوست لونا علامت لیا @)
(علامت لونا +)
+ الو لیا منم لونا
@ لونااااا کجا بودی چرا زنگ نزدی این هم مدت
+ لیا کمکم کن میشه بیام پیشت ( بغض)
@ معلومه قشنگم الان میام دنبالت
+ ممنون
(ویو خونه لیا)
بچهها واقعا من انرژیم میزارم پای این رمان لطفاً حمایت کنید
راستی بعضی ها هستن همیشه حمایت می کنن ممنون قشنگام
و بگم من فردا امتحان دارم و باید امتحان بدم لطفاً وقتی امتحان تموم کردم و وارد ویس شدم حمایتت هاتون ببینم تا انرژی بهتری برای نوشتن پارت بعد داشته باشم🦋✨🥲
پارت : ۲۳
راوی: لونا صبح زود بلند شد حاضر شد به سمت سالن رفت ولی جئون ندید دنبال جئون گشت ولی نبود.
لونا : کاتیا... کاتیا
کاتیا: بله
لونا : جئون کجاست
کاتیا: ایشون رفتن .......فکر نکنم تا یک مدت برگردن
لونا: چی ....منظورت چیه....درست حرف بزن ( بغض)
کاتیا: ارباب بخاطر کار به آمریکا رفتن و فکر نکنم قصد برگشت داشته باشن
لونا : چی... چرا به من خبر نداد ..... اصلا چرا ( گریه)
کاتیا: آروم باش دخترم ارباب گفت من مراقبت باشم
لونا : اوهوم ( گریه شدید)
ویو لونا: اونم من ول کرد اگه می خواست اینجوری ولم کنه چرا بهم امید داد چرا اصلا اینجا نگهم داشت اصلأ می رم به سمت اتاقم رفتم تا شب حالم خوب نبود فقط گریه می کردم بلند شدم وسایلی که لازم داشتم برداشتم به سمت در امارت رفتم و اونجا خارج شدم و اولین چیزی که به ذهنم رسید تماس گرفتن با لیا بود
( لیا دوست لونا علامت لیا @)
(علامت لونا +)
+ الو لیا منم لونا
@ لونااااا کجا بودی چرا زنگ نزدی این هم مدت
+ لیا کمکم کن میشه بیام پیشت ( بغض)
@ معلومه قشنگم الان میام دنبالت
+ ممنون
(ویو خونه لیا)
بچهها واقعا من انرژیم میزارم پای این رمان لطفاً حمایت کنید
راستی بعضی ها هستن همیشه حمایت می کنن ممنون قشنگام
و بگم من فردا امتحان دارم و باید امتحان بدم لطفاً وقتی امتحان تموم کردم و وارد ویس شدم حمایتت هاتون ببینم تا انرژی بهتری برای نوشتن پارت بعد داشته باشم🦋✨🥲
- ۹.۸k
- ۰۵ دی ۱۴۰۳
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط