{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۱۲۴

پارت ۱۲۴

* لبخند زدم *

رزت : ممنون ولی من از دیدنت خوشحال نشدم

مایا : امم رزت بیا بریم

کارملا : آره

رزت : باشه.... جلو چشمام نباش

مایا: ..... نمیدونم مشکلت با من چیه

* یهو مایک اومد با چنگالش دامن مایا رو پاره کرد *

رزت : مایک!

مایا : عهههه

* برش داشتم قبل از اینکه مایا بخواد روش پا بذاره *

رزت : چه فکری کردی که بخوای روش پا بذاری....چرا من هرجا میرم تو هم هستی!

مایا : نمیدونم این عقاب توعه یا نه ولی دامنو پاره کرد

رزت : لابد حقت بود

میا: رزت بیا

* همراهش رفتم *

میا : رزت لطفا روزمو خراب نکن .... لطفا هم دعوا نکن! اصلا چرا این عقاب و با خودت آوردی

رزت : ببخشید

میا : هوف نه من ببخشید باهات بد رفتار کردم

رزت : نه بابا اشکال نداره

میا : بیا بریم

اگنس : کمتر اعصاب خورد کن باش! فهمیدی یا نه؟

مایا : ببخشید چی؟

رزت : بسه

کارملا : باشه...

* رفتیم نشستیم *

* یه خورده داشتیم صحبت میکردیم که مایا دوباره حرف زد *

مایا : شنیدین رزت و کیان نامزدن

میا : عه رزت واقعا؟

رزت : آره نمیدونستین؟

کارملا : نه

اگنس : خب کی ازدواج میکنین؟

رزت : یه هفته دیگه

میا : خیلی خوبه مبارک

رزت : ممنون ... چاییش خیلی خوشمزه اس

میا : آره همین امروز گرفتم

* لبخند زدم *
دیدگاه ها (۱۶)

پارت ۱۲۳پرش زمانی ///* بالاخره آماده شدم * کیان : برو برام ک...

لباس رزت ((دامنشو کوتاه تر در نظر بگیرد))

پارت ۷۲ پرش زمانی//* تو راه مدرسه بودیم و تم فکر بودم که کیا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط