{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای میسوزاند. چشمهایت..میکُشد مرا صورت ماهت..چقدر حرف پنه

وای میسوزاند. چشمهایت..میکُشد مرا صورت ماهت..چقدر حرف پنهان کرده ای دنیام توی شهر چشمات.. مرده بودم با صورت ماهت بخدا جان دادی و باز هم جانم را گرفتی..فدات بشم که مردن و زنده شدنم بسته به تو..
دردت توووووووووووووووی تنم..دیووووووووووووونتم..
الهی من فدات بشم عمرم..
دیدگاه ها (۲)

امان از چشمهایتوای از صورت ماهتدیوانگی مگر چیستهمین که ببینم...

ماه من..فدای وجودتمالک من..دلم لک زده برای بوسیدن چشمات حس س...

میترسم بخوابم..باور کن نفسی..میترسم بخوابم روزها کش بیایند.....

صبحی که با تپش عشقمان آغاز میشودآسمان، زمین را چشمک میزندابر...

چشمهایش به من افتاد و همانجا فهمیدخواستم از همه پنهان کنم ام...

﴿تـقـصـیـرمـنـه؟!..|𝐃𝐢𝐚𝐧﴾

می دونی ؟ یه اتاق باشه ..... گرم گرم .... روشن روشن تو باشی ...

#پارت_۶۷گارسونا غذاهارو آوردن..همه مشغوول غذا خورذن شدیم...م...

رحمان مریدی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط