{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبحی که با تپش عشقمان آغاز میشود

صبحی که با تپش عشقمان آغاز میشود
آسمان، زمین را چشمک میزند
ابر، لبهای باران را میبوسد
و شبنم
روی لطیف ترین گل جنگل
به خواب میرود

نمیشود حال خوب شهر را کتمان کرد
وقتی
تو هستی
من هستم
و حرف هایت قلبم را در آغوش میکشد
و حرف هایم چشمانت را نوازش میدهد

عزیزم
من به صبحی که با تو آغاز میشود
ایمان دارم
الهی فدات یشم...بددد دوووستت دارم.. دردت به تنم.. عمرم..
دیدگاه ها (۲)

صبحی که با تپش عشقمان آغاز میشودآسمان،زمین را چشمک میزندابر ...

دل که تنگ میشود هیچ چیز سرش نمیشودزانو بغل میکند.گوشه ای کز ...

دلتنگی از حد که بگذرد میشود درد مزمنی که با ادم پیوند میخورد...

دلم میخواهدکنار تو باشمکنار نشستن های توو خندیدن های توکنارِ...

به بهانه روز دختر ، به چند نکته زیر توجه کنید – فضای عمومی ج...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

نفسم میگیرد در هوایی که نفسهای تو نیستبه یاد اوردنت هر روز "...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط