{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ناگهان

ناگهان
بین من و تو
آن قدر فاصله افتاد
که نامش را
می توانی سفر بگذاری....
باشَد ، تمامِ دلتنگی هایَت را
بینداز گردنِ غروبِ جمعه ...
بغض هم اگر داشتی
بگو جمعه است دیگر ،
دلِ آدم بی هوا می گیرد ...
اصلاً هم به روی خودت نیاور که
هر روزِ تو جمعه ایست برای خودش ....
"دلم برایت تنگ است"
یعنی چه؟
منی که در دلم
دوست داشتن تو را دارم
مگر می‌شود دلم تنگ باشد؟
دلم‌ تو را می خواهد
به وسعت نامتناهی‌ترین
واژه‌هایی که می‌شناسی.
دیدگاه ها (۴)

چشم بستَمرویِ خواسته هایمرویِ دوست داشتنَتچشم بستَمو گورَم ر...

روزیمن چهل ساله میشومو موهایم جوگندمیحتمابازهم شبها تنهایی ق...

دنیا فدای کسایی که هر چقد بشکنند هر چقد بد ببیننچیزی از ذات ...

یه حس مبهم!!!:زن که شاعر می‌شودیعنی یک چیزی سر جایش نیست..شا...

#باران 🫰🏼🦋گاهی ادم چقدر دلشبراے یڪ خیال تنگ میشــود .گاهی دل...

Hidden Melody in Midnight Seoul  p.27(از زبون نویسنده)روزها ...

╰•★★ زنـבگے בوبارـہ ★★• 1️⃣2️⃣╯Ⓟⓐⓡⓣ جیمین از کنار د...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط