{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دوباره بوسه طلب کردم و به تو گفتم

دوباره بوسه طلب کردم و به تو گفتم
که "حال من بد و لبهای تو عسل باشد"
.
سکوت کردی و گفتم؛ خدا کند اینبار
سکوتِ تو زِ علاماتِ آن مَثل باشد

مرتضی_قرائی
#حرف_دل_من

✍ ☘ 🌺 🌺 ☘ ✍
دیدگاه ها (۱)

سن منیم عمروم، دنیام ،هر نفسیم سن❤ ️هامی بیر طرفه ، سن بیرجه...

بویِ عَطرِ تـــــو غَزَل ریخـــــت به جان و تَـ...

دوست داشتن تودلیل نمیخواهددوست داشتن توجان می خواهدجان به جا...

دختر بد(سناریو فیک جواهر بخش ای)

چشم در چشم پریسا انداختم و‌گفتم تو را خدا دو دقیقه همین جا م...

لانگ فیکشن از سونگمین/p7_end

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط