{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شب رویایی

شب رویایی
پارت ۱۸

اون سوک رویه مبلی که روبه روی پیانو گذاشته بود نشسته بود طراحی که به عهده گرفته بود رو میکشید
همینطوری که روی کاغذ خم شده بود با دستی که روی موهای گردنش کشیده شد همه بدنش لرزید سرشو بالا کرد
با دیدن جیمین که بالا سرش ایستاده بود
جیمین : موهاتو اذیتت میکرد
کنارش رویه مبل نشست کاغذی که روش طراحی کرده بود رو برداشت
جیمین : طراحی تموم شد
اون سوک : نه هنوز مونده می‌خوام طراحی خاصی داشته باشه
جیمین : معلومه طرح قشنگیه
کیونگ می درحالی که بچه تویه بغلش بود رویه تخت پایینی نشسته بود بچه رو از بغل هاش گرفته بود بالا و پایین میکرد اش بچه کوچولو هم می‌خندید تهیونگ با حوله ای که دوره کمرش پیچیده بود از حمام اومد بیرون
به کیونگ می خیره که با بچه بازی میکرد خیره شد
کیونگ می : چته تو به چی نگاه می‌کنی
تهیونگ : من به چیزی نگاه نمیکنم اما انگار تو نگاه می‌کنی
کیونگ می بچه رو رویه تخت گذاشت و از رویه تخت بلند شد
کیونگ می : فکر کردی کی هستی
خواست از اتاق بره بیرون اما تهیونگ سمتش رفت یه یه دستشو به طرف دیوار گذاشت دسته دیگه شو طرفه دیگه دیوار گذاشت اون دختر رو بین دست هاش محاصره کرد
کیونگ می : تا برات بد نشده برو کنار
تهیونگ : اگه نرم چی
بخاطر اینکه به پله های تخت نزدیک بودن و لیوان آبی رویه پله ها گذاشته بود کیونگ می دستشو دراز کرد سمته لیوان و برش داشت
کیونگ می : اگه نری این میشه
آب تو لیوان رو پاشید رو صورت تهیونگ ازش دور شد
کیونگ می نیشخندی زد
کیونگ می : برو لباست رو بپوش
تهیونگ : انگار تو همینجوری خیلی خوشت اومده
کیونگ می : به من اینا رو نگو به اونایی بگو که هر شب باهاشون لاس میزنی
کیونگ می از اتاق خارج شد دنبال اون سوک می‌گشت بلاخره پیداش کرد تویه سالن همراه جیمین نشسته بود
کیونگ می کلافه رفت سمتش
کیونگ می: اون سوک بریم استخر
اون سوک : همین استخری که اینجا ست
کیونگ می : آره پاشو بریم
اون سوک : باشه بریم
اون سوک از رویه مبل بلند شد و همراه کیونگ می از آپارتمان خارج شد سمته استخر میرفتن
اون سوک : باورم نمیشه اون بچه ماله تهیونگ شی باشه
کیونگ می : از اون هر چیزی بعیده پس اینم چیزه شوکه کننده ای نیست ...
دیدگاه ها (۱)

شب رویایی پارت ۱۹کیونگ می با مشت اش زد به بازوی اون سوک کیون...

شب رویایی پارت ۲۰کیونگ می رویه صندلی راننده نشست اون سوک هم ...

شب رویاییپارت ۱۷تهیونگ : به تو کیونگ می : به چه اجازه ای تهی...

شب رویایی پارت ۱۶اون سوک مشغول صبحانه درست کردن بود کیونگ می...

پارت 36صدایِ چرخشِ کلید توی قفلِ درِ ورودی، مثل آژیرِ خطر تو...

پارت 15چند ماه از اون شب گذشت، رزا تو این مدت تنها کاری که م...

پارت ۲۱شب شده بود. صدای بارون که از پنجره میومد، خونه رو کرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط