پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
پادشاهی در زمستان به نگهبان گفت:
سردت نیست؟
گفت :عادت دارم
گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند.....
و فراموش کرد.....!
صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما
وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد.....!
مواظب وعده هایمان باشیم.
سردت نیست؟
گفت :عادت دارم
گفت:میگویم برایت لباس گرم بیاورند.....
و فراموش کرد.....!
صبح جنازه نگهبان را دیدند که روی دیوار نوشته بود:
به سرما عادت داشتم اما
وعده لباس گرمت مرا از پای درآورد.....!
مواظب وعده هایمان باشیم.
- ۳.۹k
- ۰۴ آذر ۱۳۹۶
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط