{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

احمد شاملو

احمد شاملو

مرغ باران می کشد فریاد دائم:
- عابر! ای عابر!
جامه ات خیس آمد از باران.
نیستت آهنگ خفتن
یا نشستن در بر یاران؟ ...
 
ابر می گرید
باد می گردد
و به خود این گونه در نجوای خاموش است عابر:
- خانه ام، افسوس!
بی چراغ و آتشی آنسان که من خواهم، خموش و سرد و تاریک است
دیدگاه ها (۲)

احمد شاملومن فکر می کنمهرگز نبوده قلب مناین گونه گرم و سرخاح...

با "زمان" زندگی کنیم ... با "زبان" برازندگی کنیم

احمد شاملوآن گاه که خوش تراش ترین  تن ها را به سکه سیمی توان...

نیمایوشیجمیتراود مهتابمیدرخشد شبتابنیست یکدم شکند خواب به چش...

پارت اول: عمارت خاموشباران از نیمه‌شب شروع شده بود.قطره‌های ...

زنده یاد احمد شاملو مرغ باران مي كشد فرياد دائم: - عابر! ا...

عابر ای عابر!!!جامه‌ات خیس آمد از باران.نیست‌ات آهنگِ خفتنیا...

تار‌های بی کوک و کمان باد ولنگارباران را گو بی آهنگ ببارغبار...

★نام دلنوشته: ببار باران★★نویسنده: نازنین براتی★★ژانر: غمگین...

دست بردار ازین هیکلِ غم<که ز ویرانیِ خویش است آباد.دست بردار...

در شبان غم تنهایی خویشعابد چشم سخنگوی توامچشم من چشمه ی زاین...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط