{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#دارم_هی_آب_میشوم

#دارم_هی_آب_میشوم

من از هوای گریه
با تو حرف می زنم
از حال کامل نبودن

از بوی عفونتِ دهانی که
یک بوسه داد
در روزی به وقت بدرقه!

دارم هی آب میشوم...
ذره ذره...
_چکه...
چکه..._

حالا دهانم را که می بندم
سرم سوت می کشد !
........سووووووت........
بوی تلخ و تند تعفن
پخش شده در تمام وجودم

از انعکاس ماهِ تار در آینه
دلم می لرزد...
از این همه بی کسی
تنهاااایی...

چه باید کرد؟
چه میشود کرد ؟!
وقتی هیچ آسمانی نیست...
وقتی هیچ نوری
تبسمِ ستاره ای را روشن نمیکند!
دیدگاه ها (۱)

پارت: 16 (بخش4) **زاویه دید: هیزل*ساعت ۹ شب. هوا به قدری سرد...

این بار بجای خودکار، مدادی برداشتم برای به تصویر کشیدن دردها...

[̲̅P̲̅][̲̅a̲̅][̲̅r̲̅][̲̅t̲̅][̲̅[̲̅3̲̅]~به هر حال با خونسردی ...

یه داستان کوتاهِ جنایی بخونیم؟!_کارِ ناتمام_فقط چند دقیقه دی...

20:Amityville Horror Houseخانه‌ی ترسناک امیتویلنگاه خاکستری‌...

Rofile of the wolf...۸

تیغ ، روی دستم گذاشتم و کشیدم .دستم سوخت و خون تراوش کرد .با...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط