{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بچگی‌هام به بابانوئل باور داشتم

بچگی‌هام به بابانوئل باور داشتم
خانواده‌م هر سال کریسمس رو جشن
می‌گرفتن و من با یه دلِ ساده، همه‌چی
رو باور می‌کردم. بزرگ‌تر که شدم
فهمیدم بابانوئل واقعی نبوده..
شاید تلخ‌ترین قسمتِ بزرگ شدن
همین بود اینکه فهمیدم بعضی از
قشنگ‌ترین چیزهایی که باور داشتم
فقط قصه بودن. از همون‌جا بود که به
خیلی چیزای دیگه هم شک کردم
شاید تمام زندگی، بیشتر از چیزی که فکر
می‌کردم، با قصه و دروغ گذشته بود.
دیدگاه ها (۰)

سهمِ مناشتباه کردن نبود…باور کردن بود.منبه چیزهایی باور کردم...

این عکسو که دیدم یاد بچگی‌های خودم افتادم. یاد ذوقی که از دی...

💙دلم میخواد برگردم به اون روزایی که همه چی‌ رو باور می‌کردمب...

سلاممممم

انتقام در لباس عشق:)پارت 1(ویو جونگ کوک)(فلش‌بک به پنج سال آ...

یک هفته گذشت و حقیقت، بالاخره از پشت تمام این دروغ‌ها بیرون ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁰ویو: اتدو روز گذشته بود...دو روز...

من تو رو از خدا همیشه آرزو می‌کردم… قبل از اینکه مال من باشی...

پارت ۳

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط