زمرد های صورتی پارت⁴
زمرد های صورتی پارت⁴
روز تمرین رقص°^
دامیان 🍅:میشه با من برقصی؟
آقای هندرسون: نه نه جناب دزموند باید بگید افتخار رقص با شما رو دارم؟ حالا از اول
دامیان 🍅: «اخه چرا باید اینجوری بگمممممم؟؟» اف.. افتخار رقص با شما رو دارم؟
انیا: نه نداری !
آقای هندرسون:😵🫨
خانم فورجر شما باید بگید بله البته !
انیا: خب آخه نمیخوام
دامیان (با داد): فک کردی من میخوام؟ باید از خداتم باشه که میخوای با من برقصی«چرا قبول نمیکنی؟ نکنه میخوای با اون پسره ی کله قرمز برقصی؟»(آنیا اینجا ذهن دامیانو نخوند🗿)
آقای هندرسون: آروم باشید آقای دزموند از اول میریم
دامیان:افتخار ....رق..رقص با...با شما رو ..دا..دارم؟
انیا: بله البته
دامیان:🍅🍅
پا میشن و میرقصن و خیلی خوبم میرقصن
انیلا: آقای هندرسون نگفتید هم گروهی من کیه ؟
آقای هندرسون: اوه بله بله یادم رفت معذرت میخوام هم گروهی تو دمیتریوس دزمونده تو کلاس یازدهم برو دنبالش و بگو بیاد !
انیلا:«چییییییی؟ با دمیتریوس همگروهیممم؟؟؟؟😵😵 وای نهههه»نه بابا خواهش میکنم بله الان میرم دنبالشون
انیلا از عصبانیت داشت منفجر میشد ولی بازم رفت دنبال دمیتریوس در کلاس رو زد
انیلا: سلام معذرت میخوام که مزاحم کلاستون شدم با آقای دزموند کار داشتم و آقای هندرسون گفتن که ایشون واسه رقص باید تشریف بیارن البته با اجازه شما
معلم: بله بله البته دزموند میتونی بری!
دمیتریوس بدون هیچ حرفی از پله ها پایین اومد و هیچی نگفت حتی به صورت انیلا هم نگاه نکرد و رفت
انیلا : هی صب کن باهم بریم ....با توعم
دمیتریوس برگشت و خیلی جدی به صورت انیلا نگاه کرد و بعد یهو قیافش از این 🙄 به این 😳 تبدیل شد
دمیتریوس: هم گروهی من تویی؟
انیلا : بله من همگروهیتم
دمیتریوس: «باورم نمیشه چقد نازه »خوشبختم
انیلا: مثل اینکه تو از داداشت با ادب تری ! .... منم خوشبختم
دمیتریوس: اگه برادرم باهات بد رفتاری داشته از طرفش عذر میخوام و راستی میشه اسمتو بدونم ؟
انیلا:«چقد با ادبه و خب از دامیان هم قیافش بهتره!» عذر خواهیتو قبول میکنم و من انیلا فورجرم
دمیتریوس: منم دمیتریوس دزموندم
انیلا : خب بریم دیگه تا دیرمون نشده
رفتن و اونا هم خیلی قشنگ رقصیدن
روز اردو°^
روز تمرین رقص°^
دامیان 🍅:میشه با من برقصی؟
آقای هندرسون: نه نه جناب دزموند باید بگید افتخار رقص با شما رو دارم؟ حالا از اول
دامیان 🍅: «اخه چرا باید اینجوری بگمممممم؟؟» اف.. افتخار رقص با شما رو دارم؟
انیا: نه نداری !
آقای هندرسون:😵🫨
خانم فورجر شما باید بگید بله البته !
انیا: خب آخه نمیخوام
دامیان (با داد): فک کردی من میخوام؟ باید از خداتم باشه که میخوای با من برقصی«چرا قبول نمیکنی؟ نکنه میخوای با اون پسره ی کله قرمز برقصی؟»(آنیا اینجا ذهن دامیانو نخوند🗿)
آقای هندرسون: آروم باشید آقای دزموند از اول میریم
دامیان:افتخار ....رق..رقص با...با شما رو ..دا..دارم؟
انیا: بله البته
دامیان:🍅🍅
پا میشن و میرقصن و خیلی خوبم میرقصن
انیلا: آقای هندرسون نگفتید هم گروهی من کیه ؟
آقای هندرسون: اوه بله بله یادم رفت معذرت میخوام هم گروهی تو دمیتریوس دزمونده تو کلاس یازدهم برو دنبالش و بگو بیاد !
انیلا:«چییییییی؟ با دمیتریوس همگروهیممم؟؟؟؟😵😵 وای نهههه»نه بابا خواهش میکنم بله الان میرم دنبالشون
انیلا از عصبانیت داشت منفجر میشد ولی بازم رفت دنبال دمیتریوس در کلاس رو زد
انیلا: سلام معذرت میخوام که مزاحم کلاستون شدم با آقای دزموند کار داشتم و آقای هندرسون گفتن که ایشون واسه رقص باید تشریف بیارن البته با اجازه شما
معلم: بله بله البته دزموند میتونی بری!
دمیتریوس بدون هیچ حرفی از پله ها پایین اومد و هیچی نگفت حتی به صورت انیلا هم نگاه نکرد و رفت
انیلا : هی صب کن باهم بریم ....با توعم
دمیتریوس برگشت و خیلی جدی به صورت انیلا نگاه کرد و بعد یهو قیافش از این 🙄 به این 😳 تبدیل شد
دمیتریوس: هم گروهی من تویی؟
انیلا : بله من همگروهیتم
دمیتریوس: «باورم نمیشه چقد نازه »خوشبختم
انیلا: مثل اینکه تو از داداشت با ادب تری ! .... منم خوشبختم
دمیتریوس: اگه برادرم باهات بد رفتاری داشته از طرفش عذر میخوام و راستی میشه اسمتو بدونم ؟
انیلا:«چقد با ادبه و خب از دامیان هم قیافش بهتره!» عذر خواهیتو قبول میکنم و من انیلا فورجرم
دمیتریوس: منم دمیتریوس دزموندم
انیلا : خب بریم دیگه تا دیرمون نشده
رفتن و اونا هم خیلی قشنگ رقصیدن
روز اردو°^
- ۱.۱k
- ۲۴ مرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط