{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاک لب تشنه ی من غیر عطش هیچ ندید

خاک لب تشنه ی من غیر عطش هیچ ندید
آسمان هم که به داد دل پاکش نرسید
آب بی دغدغه از حافظه ی خاک گذشت
مثل یک قطره که بی حوصله از کوه چکید
روی لبهای ترک خورده ی این دشت کویر
باز هم زمزمه ی نم نم باران خشکید
نه که اندیشه ی گل سبز نشد در دل دشت،
گویی از تشنگی این آیه ی زیبا پوسید
آب رویای کویر است ولی از سر خاک
با پر پرتوِ سوزنده ی خورشید پرید
نخل آفت زده با تجربه ی بی آبی
از بد حادثه وز قحطی باران ترسید
غم پنهان شده در دامن نخلستان را
دیدگاه ها (۴)

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود!بنویسید صدا بود ولی نرم نبود...

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود!بنویسید صدا بود ولی نرم نبود...

بنویسید که دل داشت .....ولی میل نداشتمن که رفتم بنویسید دمش ...

ديده ام سوي ديارتو و در کف تو
از تو ديگر نه پيامي نه نشاني
ن...

من درختی دارمبر کویری که در آنرازها پنهان استتپه های شنی از ...

عکسِ ماه، در آب افتاده است.دست در آب بُرد. فرات، بی صبرانه و...

لوطی مطربی که دعایش مستجاب شدگذر لوطی صالح یکی از معروف ترین...

ماه ربیع‌الاول، نسیم گوارای رحمت است که بر جان خسته‌ی جهان م...

لوطی مطربی که دعایش مستجاب شدگذر لوطی صالح یکی از معروف ترین...

ابر و باد و مه و خورشید گرفتار حسین مهر و سجاده و محراب خرید...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط