{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود!

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود!
بنویسید صدا بود ولی نرم نبود!
خانه در خاک خدا داشت تماشایی بود!
بنویسید دو خط مانده به تنهایی بود!
بنویسید که با ماه کبوتر میچید؛
از لب زاغچه ها بوسه ی باور میچید!
بنویسید که با چلچله ها الفت داشت؛
اهل دل بود و با فاصله ها نسبت داشت!
دلش از زمزمه ی نور عطش می بارید؛
ریشه در ماه ولی روی زمین می جوشید!
بنویسید زبان داشت ولی لال نشد؛
بنویسید که پوسید ولی کال نشد!
پر طوفان غزل بود ولی سیل نداشت؛
بنویسید که دل داشت ولی میل نداشت!
پنجه بر پنجره ی روشن فردا میزد؛
وسعت حوصله اش طعنه به دریا میزد!
بنویسید به قانون عطش آب نداد؛
کسی کودک احساسش را تاب نداد
سرد و سرمازده از سمت کویر آمده بود؛
کودکی بود که در هیئت پیر آمده بود!
تا صدای دل خود چند تپش فاصله داشت؛
گاه با فلسفه عشق کمی مشکل داشت!
من که رفتم بنویسید که: دل داشت ولی میل نداشت...!.
دیدگاه ها (۴)

به نام زن...به نام مَحرَم...به نام مرحم...که هر چه قدرم قوی ...

ای دور ترین دور ترین دورترین یارباید بنویسم غزلی از غم بسیا...

سلدا جان باقلبی پرازمهر اما کلامی ساده میگم تولدت مبارک ازخد...

توی‌ کافه‌ نادری‌، کنج‌ِ همون‌ میزِ بلوط‌،دوتا صندلی‌ لهستان...

فیک جونگوک تا وقتی قلبمان بیدار بشود.

پارت ۸۷ | «فاصله‌ای که درد داشت...»صبح روز بعد...هوای سئول ا...

_____پارت¹⁹ نفرین گوچولو_____هرچه بیشتر به کلیسا نزدیک می‌شد...

34pلارا در حالی که قلبش مثل طبل در سینه می‌کوبید، با لکنت گف...

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود!بنویسید صدا بود ولی نرم نبود...

بنویسید که دل داشت .....ولی میل نداشتمن که رفتم بنویسید دمش ...

من که رفتم بنویسید دمش گرم نبود بنویسید صدا بود ولی نرم نبود...

ما که رفتیم بنویسید دمش گرم نبودبنویسید صدا بود ولی نرم نبود...

او که رفت بنویسید دمش گرم نبودبنویسید صدا بود........ولی نرم...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط