{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

شاید من کلمه ی تنفر و دسته کم گرفتم، خسته شدم از بس سعی ک

شاید من کلمه ی تنفر و دسته کم گرفتم، خسته شدم از بس سعی کردم مثبت نگر باشم،امید داشته باشم،عشق بورزم،حالم خوب باشه، مدام سعی کنم بقیه رو بخندونم، و وقتی کوچیک ترین بهونه رو میخوای تا یکم خوشال شی،کل کائنات دست به دست هم میدن که تو به اون کاری که دوسش داری نرسی.
من همیشه خدارو پیشم حس میکنم،میدونم هوامو داره میدونم باهامه میدونم دوسم داره،چون منم عاشقشم، ولی الان چرا بهم نگا نمیکنه نمیدونم، مدام به خودم میگم نکنه ناراحتش کردم و روشو ازم برگردوننده.
مشکل اینجاس اینجور موقعه ها هیچی حالت و خوب نمیکنه، نه آهنگی، نه داد زدن زیر دوشی، نه گریه کردن زیر پتویی... هیچی هیچی، فقط خدا میتونه حالمو خوب کنه که الان بهم توجه نمیکنه.
کاش حداقل اون دوسم داشته باشه و به خواسته هام اهمیت بده):
دیدگاه ها (۲)

جند پارتی تهیونگ

من بهت حق میدم!هرکسی اشتباه میکنه و خیلیا هم بابتش سرزنشش می...

نـفـرتــ𝑯𝒂𝒕𝒆𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟏𝟓 جین: بله منم خوشحال میشم که با شما دوست ...

Do I love him, or do I hate him?p:¹⁸ویو جینا با دل درد شدیدی...

گل خونی پارت 42تهیونگ از دست جونگکوک عصبی شد و بلند شد رفت ا...

Custom bride part : ۱۶

در جست و جوی خاطرات پارت ۱۷...

" ویو لیا " وقتی اب‌پاشید روی صورتم تازه چشمامو باژ کردم و د...

Chapter 12"*frozen*_ پرنسس پاشو دیگه الانه که از نبودت بزنم ...

You are mine...⁸یهو زیر دلم تیر کشید..ناخداگاه دستم رو روی ش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط