{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل حاشیه های بی خط،

مثل حاشیه های بی خط،
مثل دست های ورم کرده،
روی سطرها مانده ام!
دارم تقاطع رفتنم را، پاک می کنم
عابران این شهر، آشنا نیستند!
گمم کرده بودند!
عشق هم،
مهر تحریف زده
پای برگ های زندگی ام ...


#عرفان_یزدانی
دیدگاه ها (۱)

‏کان وجهی هادئاً مبتسماّ لذلک لم یعرف أحد بکل تلک الحروب بدا...

تعال الیل چلچل علی والحزن شد حیله ...

اللـیل مـْن یمـر فـراغیصیـر لعـنــه ومـْن یـجی شایــل ضحڪتکۦ...

بر بلندی خیال من تو خورشیدی فقط ناز کردی! بر شب تارم نتابیدی...

سفیر کبیر Grand Ambassador

.𝓟𝓪𝓻𝓽 ¹⁶...𝑐𝒉𝑎𝑠𝑒..~𝖈𝖍𝖆𝖘𝖊~کلافه درِ اتاق کار نامجون را باز کر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط