{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باهمین دست به دستان توعادت کردم/این گناه است ولی جان توعا

باهمین دست به دستان توعادت کردم/این گناه است ولی جان توعادت کردم/جابرای من گنجشک زیاداست اما/به درخت خیابان توعادت کردم/گرچه گلدان من ازخشک شدن میترسد/به ته خالی لیوان توعادت کردم /مانده ام آخراین شعرچه باشدافسوس/برنداشتن پایان توعادت کردم
دیدگاه ها (۵)

ﻭﺍﯼ ﺍﮔﺮ ﺍﯾﻨﺠﺎ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻓﺼﻞ ﺑﻬﺎﺭ ﺳﺮﺍﻍ ﮏﯾ ﺧﺎﻃﺮﻩ ﻧﺎﺏ ﺭﺍ ﺑﮕﯿﺮﻧﺪ ﭼﻪ...

از اون روزی که خندیدی دلم بی تاب و آشوبه تو آرومی نمی دونی چ...

زپا هرگز نمی افتم ولی افسوس.... ولی افسوس در این شعله ها دیگ...

سلام به همه دوستای مهربونم شب همتون بخیر ارزو میکنم که لحظه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط