{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت

پارت ۱۰ ✨🍤
/ نه ...من تو عمرممم دوریاکی به این خوشمزگی نخوردم

(( همین ؟ رفیق فکر کردم چی شده اینجا رو کردی آبشار نیاگارا





/ ( اشک هاشو پاک میکنه )


(( خیله خب تکلیف نوشتی ؟


/ چی؟ نه


(( بیا بشین


لونا آروم مچ دست مایکی رو میگیره و اون رو میشونه روی صندلیش خودش هم روی صندلیه خودش میشینه

(( خیله خب


لونا جزوه ای که توی تکلیف بوده و توی نمره پایان ترم تاثیر میزاره‌ رو در میاره به علاوه ی جزوه ای که برای مایکی نوشته


/ راستی این چیه لو چان ؟


(( این جزوه.... صبر کن ببینم اسمم رو از کجا میدونی ؟


/ دیگه منم اطلاعات خودم رو دارم (( خنده کیوت ))


(( اوکی داشتم میگفتم این جزوه رو همون طور که معلم گفت توی نمره پایان ترم تاثیر میده و من هم از شانس خوبت ۲ تا نوشتم


لونا یکی رو میزاره جلوی مایکی

/ این دست خط توعه ؟

( آره چطور ؟


/ خیلی خوردنیه!!


لونا کمی سرخ میشه ولی سریع روش رو اونور می‌کنه


/ لو چان


(( بله


مایکی وایمیسته و پشت سرش لونا هم وایمیسته

/ میشه من ب...


مایکی خوابش می‌بره و نزدیکه بیوفته زمین


لونا میگیرتش


و آروم بلندش می‌کنه و میزارتش روی صندلی


(( خیلی کیوته !



( برش زمانی بعد از مدرسه )


آخییییش زدم بیرون سوار موتور شدم و با شدت گاز دادم تا سریع به خونه برسم


بلاخرهههه خداروشکر رسیدم 🍤


وی از موتور پیاده می‌شود و به سمت خونه می رود سریع وارد خانه می‌شود و روی تختش ولو می‌شود بدون اینکه بداند ۲ ساعت بیشتر وقت ندارد تا به شهره بازی برود


یهو چشمام رو باز کردم یا خداااا شهره بازی رو به کل یادم رفت سریع بلند شدم و افتادم ✨ ولی دوباره بلند شدم و به سمت حموم رفتم دوش ۱ ساعته گرفتم و اومدم بیرون (( ها چیه ؟ فکر کردید من دوش ۵ دقیقه ای میگیرم من ۳۰ ساعت فقط وسایل کنسرتم رو می‌چینم 🗿 )) و لش ترین لباسم رو ورداشتم و پوشیدم (( اسلاید ۳ ))


گوشیم رو ورداشتم کلاهم رو سرم کردم مایکی برام آدرس رو توی یدونه ورقه نوشته بود پس با خیاله راحت توی فضای شخصی گوشیم دوباره نوشتمش 😐 خب تاکسی بگیرم ؟ یا نه با موتور برم ؟ با موتور میرم ✨


سوار موتور شدم و پام رو روی پدال گذاشتم و محکم گاز دادم توی راه نفهمیدم کجا باید برم از یه خانوم مسن پرسیدم و برای تشکر ازش تا خونش بردمش 🌛 بعد هم مثل گاو گاز دادم تا اینکه خودم رو وسط شهر بازی دیدم سریع کلاه کاسکتم رو


درآوردم و از موتور پیاده شدم موتور هم یه جایی پارک کردم مایکی فکر نکنه از این لات هام


سریع وارد شدم و رفتم سمت گوشیم که یهو به یکی خوردم !


هوی دختر بیشتر هواست رو جمع کن وگرنه برات بد میشه


(( نمنه ؟ گولاخ جان چی داری ور میزنی دقیقا ؟؟



اینو ( مشتش رو میگیره سمت لونا )


لونا هم عقب می‌ره که باعث میشه گولاخه بیوفته و.
دیدگاه ها (۰)

نزار اون روز برسه!😉

.شیرین من 🎂🍰 name : my devil ✨ فارسی ! نام :شیطان من شیطان...

پارت ۹🍤✨🍀 نفهمیدم کی خوابم برد . ولی با صدای بارون بیدار شدم...

پارت ۸ 🐱✨(( لبخند شیطانی ))سریع هدفون رو ورداشتم و..... (...

اگه با هم دعوا کنید و از خونه بزنید بیرون

رمان جیمین 🍁shadow of love{ part 15} 🧸× وارد اتوبوس شدم که ل...

(Part6) Who would have thought I would fall in love with the...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط