{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

Part17

یونگی:توی یک سال باند مافیایی راه انداختم به کمک نامجون و شریکم جئون جنگکوک الان یک سال و ۹ ماه از رفتن ات میگذره شبام بدون اون صبح میشه یعنی الان بچمون بدنیا اومدا؟اولین قدم هاشو انداخته؟ اولین کلمشو گفته؟ و دلیل محروم بودن من از اینا ات و پدربزرگ بوده
زمان اون پیر خرفت هم داره پایان میرسه و بعدش ات رو پیدا میکنم و زندگیمو از نوع می‌سازم ولی ات هم باید تقاض رفتنشو پس بده بلند شدم و مشروب برای خودم ریختم کوک قرار بود برای دو روز بره فرانسه تا با جیمین که شرکت مد زده قرارداد ببنده و منم توی دو روز از مین چه جدا میشم شاید تا دقایقی بعد
با صدای باز و بسته شدن در از ویسکیم کمی نوشیدم که
مین چه:یونگی..عزیزم چه عجب اونلی خونمون(متعجب)
یونگی:بشین باهات حرفی دارم
مین چه:حتما!
یونگی:بدون این که برگردم گفتم برگه ای که جلوتر رو امضا کن
مین چه....:چییی؟شوخیت گرفته؟ بمیرم هم امضا نمیکنم!
یونگی:فکر کردی نمیدونم بچه یکی دیگرو بارداری بعدشم ازش سواستفادا کردی و به پدر بزرگم گفتی بچه ات از من نیست و حروم زادس؟تا ات رو از سر راحت برداری؟
مین په:.چی ..چیی؟کی اینارو برات بافته؟!
یونگی:بافته نشده خودم رسما شنیدم
مین چه:چی داری میگی یونگی به بچه خودت میگی از یکی دیگس؟
یونگی:ای حروم زده من و تو کی خوابیدیم که بچه هم بوجود بیاد جز  اون شبی که مست بودم اونم که خوابم برد بازی کردن رو بس کن مین چه من و تو از وقتی ازدواج کردیم حتی نوک انگشت من به تو نخورده بجایی حرومزاده کردن بچه من از این بترس که قراره خودت و بچت زیر پای پدرت جون بده..پس قبل از معطل کردن اون برگه لعنتی رو امضا کن (به طرفش با عربده برگشت)
مین چه:اما من.....
یونگی:بخاطر تو و برادرت زندگی من خراب شد ولی بهت این فرصت رو میدم تا با کسی که دوسش داری زندگی کنی(با آرامش خاص سیگاری روشن کرد و به سمت جام بزرگ خونه برگشت )
مین چه:باشه پس...بیا امضاش کردم
یونگی:خوش اومدی(سرد)
با صدای بسته شدن در پوزخندی زدم گوشیم که توی جیم توی ویبره بود رو در آوردم
+قربان!
-زیرش کنید!
یونگی:توی چشم بهم زدن مین چه که داشت از خیابون رد میشد کامیون بهش خورد پوزخندی زدم ای حروم زاده فکر کردی نمیدونم پدربزرگ و پدرت رو تو مجبور کرده بودی بعد از رفتن ما از مهمونی؟یا بعدش ازدواجمون؟مادرفاکی
-چیه؟!
+تموم کرد قربان!
-لششو بر دارید و جای دیگه صحنه سازی کنید
+چشم قربان
دیدگاه ها (۰)

پارت ۴ وقتی بهت سیلی زد ویو توی دادگاه جونگوک : آت غلط کردم ...

پارت دوم تهیونگ وات تهیونگ :دوباره شروع نکن +هه فک کردی میتو...

عشق زار آلود(Mysterious Love)part:۲ات گوشی رو برداشت و پیام ...

چند پارتی درخواستی

عشق_بعد_نفرت پارت: 4یونگی: ات یادت نرفته که باید همه مون رو ...

چند پارتی درخواستی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط