{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم تهیونگ وات

پارت دوم تهیونگ وات
تهیونگ :دوباره شروع نکن
+هه فک کردی میتونی از دست من قسر در بری اقای کیم تهیونگ ؟؟؟
_منظورت چیه دقیقا ؟؟؟من اشباه کردم پای تو موندم ؟؟اون موقع که داشتی از گشنگی خودت و خانودت میمردین کی نجاتتون داد اون مین یونگی که بهت قول ازدواج داده بود یا اون کیم سوکجین دهن منو وا نکن....
_گرسنگی ؟؟؟منظورت اون دختره اس که الان براش عمارت گرفتی ۲ ساله ازدواج کردیم داریم توی ی خونه کوچیک زندگی می‌کنیم بعد برا اون دختر که دوس دختره ته عمارت خریدی منم امشب میذارم میرم با راحت باشین تو از بچه بدت نمیاد تو مشکلت منم
تهیونگ:چرا چرت پرت میگی ؟میخوای واقعیت رو بدونی ؟؟؟من نمیتونم بچه دار شم مشکل دارم خوب شد ؟
+آهان الان مشکل دار شدی امشب من تقیب ت کردم و دیدم کجا رفتی تهیونگ اینو چی میگی حتی از پنجره دیدم دختره رو حامله میکردی آقا!
_تو غلط کردی منو تقیب کردی کی به تو اجازه داد ؟به من شک داری ؟؟
+فک کنم متوجه نشدی میگم دیدم چیکار کردی !!!
ادامه دارد .........
دیدگاه ها (۰)

فصل دوم پارت سوم ویو تهیونگ:مقابلش ایستادم و صورتمو به صورتش...

فصل دوم قسمت دوم جنی :هیونجین !!!هیونجین :تعجب کردی مطمئن بو...

پارت پانزده ویو لونا یونگی به من خیانت کرد خیلی حالم بد بود ...

عشق پنهان در جادویی تاریک پارت ۲پرتش کردم سمت هیولا و رفتم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط