{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#خیانت

#خیانت

ادامه پارت 6
جونگکوک:اوکی بیا بریم پیش مهمونا
ا.ت:باشه بریم
دست کوک رو گرفتم و رفتیم پیش مهمونا
از استرس داشتم میمردم داشتم به این فکر میکردم که اگه کوک منو اون پسره رو تو اون وضع میدید چی میشد

بعد از چند ساعت رقصیدن و الکل خوردن
مهمونی تموم شد و همه مهمونا رفتن فقط هارا و یوری و اون چندتا از دوستای کوک موندن(بچه ها اون پسره که رفته تو اتاق ا.ت از دوستای کوک هست)
به اجوما گفتم اتاقاشونو نشون بده
منو کوک رفتیم تو اتاقمون

ا.ت:وایییی چقد خستمممم هوفففف
جونگکوک:جدی؟ولی ما هنوز کار داریم
ا.ت:چه کاری؟

تموم شد
دیدگاه ها (۰)

ادامه پارت قبلی (۸)ا.ت: تو چرا هیچ کاری نمیکردی هاا؟؟کوک: هی...

ادامه پارت ۹که جونگکوک میره پیش ا.تجونگکوک:ا.ت خوبی؟ا.ت:اره....

#خیانت پارت 6ویو ا.ت صبحاز خواب بیدارم شدم دیدم جونگکوک بغلم...

#خیانت <پارت5>*مکالمه*جونکوک:ا.ت خریداتو کردی؟بیام دنبالت؟ا....

عشق مافیا

عشق مافیا

Love in the dark①②٪: بسه چرا سروصدا میکنیمحکم زد تو صورتم و ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط