{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایم میزد گلم و من گلی بودم در باغچه ی دلش

صدایم میزد گلم و من گلی بودم در باغچه ی دلش
اما او باغبان عاشقی نبود گاهی سر می زد و دل می برد !
سال ها بعد دانستم که من تنها نبودم او باغبان گل های زیادی بود …
دیدگاه ها (۱)

تا دیروز ما رو می دیدی مِن مِن می کردی الان شاخ شدی مَن مَن ...

زمانی که آسمان دلت از نامردی ها ابریست به چشمانت اجازه بارید...

دوباره آمده ای اینبار شیرین تر از قبل دروغ می بافی زیرکانه ت...

تمـــام غصــه هــایــی را کـــه بــرایـــت خـــوردم! بـــالا...

-دوشیزه ... وقت عصرانه است مهمان ها چشم انتظار شما هستند 😶 پ...

گاهی در شلوغیِ روزها، سایه‌ی کودکی‌مان بی‌صدا کنارمان راه می...

از عصر کاهگلیتا بوی اب و گلاز افتادن صدای نارنج در دل ارام ح...

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

بچه ها من کلاً آدمی‌ام که اگه کسی رو دوست داشته باشم، واقعاً...

#دکلمه #دلنوشت #حرف_دل #زیبا #خاص #عاشقانه #غمگین #شعر #کلیپ...

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط