{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

-دوشیزه ... وقت عصرانه است مهمان ها چشم انتظار شما هستند

-دوشیزه ... وقت عصرانه است مهمان ها چشم انتظار شما هستند 😶 پدرتان گفتند خیلی سریع تشریف بیاورید
ـ بگویید به پدرم که سرم حسابی شلوغ است ✨
-مگر مشغول چکاری هستید دوشیزه الیزابت ؟!
-مشغول چای نوشیدن با گل ها باغچه هستم بگویید گل ها می خواهد با من درد و دل کنند چراکه دلشان از باغبان خیلی پر است می گویند چند وقتی است دیگر باغبان برایشان شعر نمی خواند .... گل های بیچاره 🤗🙃
دیدگاه ها (۱)

پارت۴۶اعلامِ پدرصبح، عمارتِ کیم برخلاف همیشه شلوغ بود. ماشین...

مادربزرگم می‌گوید: قلب آدم نباید خالی بماند. اگر خالی بماند،...

من قلب کوچولویی دارم؛ خیلی کوچولو؛ خیلی خیلی کوچولو. مادربزر...

داستان کوتاه «قلب کوچک» نوشته نادر ابراهیمیمن قلب کوچولویی د...

آیت الله احدی از اساتید خارج اصول حوزه علمیه قم (محرم 1388) ...

داستانک همراه و ‌همگام

داستانک جنگ بازی

یک هفته قبل از وفات آقای بهجت رضوان الله تعالي عليه دور آقا...

افسانه شعبان نژاد

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط