{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی یه معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید...

روزی یه معتادی هنگام اذان مغرب سیگار می کشید...
درهمان وقت بچه هاش داشتند وضو می گرفتند که به مسجد بروند!!
پدربزرگ شان روی تختش نشسته بود و منظره را تماشا میکرد!
پدر بزرگ رو به پسر معتادش کرد و گفت:تو خجالت نمیکشی بچه هایت دارندبه مسجد میروند اون وقت توداری سیگار می کشی؟
مرد معتاد رو به پدرش کرد و گفت ...
.
.
.
دیدی فرق بین تربیت من و تربیت خودتو!!!
دیدگاه ها (۵)

بزرگ شديم... و فهميديم كه دارو آبميوه نبود .. بزرگ شديم... و...

هرگز تمامت را برای کسی رو نکن, بگذار کمی دست نیافتنی باشی. آ...

*خدایا! قاضی تویی! کمک کن هیچوقت قضاوت نکنیم ...* خوب یاد گ...

بومیان افریقا،روی تنه درخت حفره هایی ایجاد می کنند و در این ...

من اینو با تمام وجودم حس کردم زمانی که نصفه شب دکتر فاطمه او...

پارت ۳۰

𝓣𝓱𝓮 𝓟𝓻𝓲𝓷𝒄𝒆’𝒔 𝑪𝒉𝒐𝒊𝒄𝒆Part 50 (last part)چند هفته گذشته بود.غم ...

🧁 پارت هشتم | مسابقه‌ی شیرینی‌پزیدو هفته از آشنایی لیانا و ج...

این دوست عزیزم بهترین فیک جهانِ شیاطین رو داره حتما صفحشو چک...

Custom bride part : 4

#تاج_و_طوفانپارت ۲۲۸: وقتی خونه‌ی سوآ منفجر شدخونه‌ی سوآ برخ...

فیک : بین راندها

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط