{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گوشه امن سایه ها

#رمان گوشه امن سایه ها

##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن

«برش زمانی به سر میز صبحانه»
«داشتم مینشستم که یهو تهیونگ دستم گرفت و نشوندم رو پاهاش»

+چیکار میکنی؟

-اینجا جات بهتره.

«صبحانه خوردیم و دوباره رفتیم تو اتاق..»

-بیب من باید یه سر برم شرکت به کارا برسم.

+تا من اومدم می‌خوای بری؟نههه!

-زود میام لولیتا.

+باش،برو.

«اومد سمتم و یه بوسه سطحی گزاشت رو ل.بم بعد رفت»
«اوف وایسا یه زنگ بزنم به مینا ببینم کار ها چطوری پیش میره»

+الو،سلام خانم مینا،میخواستم یه گزارش خلاصه از این اواخر داشته باشم

*کار ها عالی پیش میره خانم کیم.

+خیلی از شما ممنونم،خدا نگهدار

+خدانگهدار

«ایشش چقدر حوصلم سر رفته بزار از خدمتکارا بپرسم کی تهیونگ میاد»

+ببخشید کی تهیونگ میاد؟

*حدودا شب،ولی اگر بخوابید میتونم ناهار بزارم ببرید براش.

+اره،اگر بزارید ممنون میشم.
دیدگاه ها (۵)

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

#رمان گوشه امن سایه ها ##🖋️پیش نویس فصل اول:ادکلن سرد و فولا...

#رمان گوشه امن سایه ها ##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

#رمان گوشت امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد ادکلن «...

شروع رمان اجبار عشقPart ¹ ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط