{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رمان گوشه امن سایه ها

#رمان گوشه امن سایه ها

##🖋️پیش نویس فصل اول:ادکلن سرد و فولاد

ویو تهیونگ
«نه اون نباید میرفت من بعداون همه سختی نمیتونستم از دستش بدم»
«خیلی داشتم خودمو کنترل میکردم که از کنترل خارج نشم اعصابم خورد بود سردرد داشتم میگرنم اوت کرده بود تمام علاعم برگشتن بیماریم بود ولی خودمو کنترل کردم»

ویو هانا
«قرار بود تمام تیمارستان و داراییام نقد کنم تا بتونم داخل خارج از کشور شرکت بزنم»
«خیلی نگران و بهت ر و بهت زده بودم باورم نمی‌شد من هنوز نمی‌دونم که میتونم ببخشمش یا نه»
«بعد از اینکه مینا کارای هواپیما رو اوکی کرد تمام وسایل جمع کردم و سمت فرودگاه رفتم چون صد در صد تهیونگ دیدام می‌کرد منتظر بودم تا باجه شماره پروازم بخونه ولی قبل از اینکه بخونه بلند شدم رفتم دستشویی چون خیلی حالت تهوع داشتم داشتم صورتم آب میزدم و تا داخل اینه خودمو نگاه کردم چند تا مرد غول پیکر پشت سرم بود تا اومدم فرار کنم زد پشت گردنم و بعد سیاهی..»

(پایان فصل اول)
…………………….
…………………….

سلام جیگرا🎀
چطورید؟
نظرتون از فصل اول چی بود؟
زیاد آبکی و کلیشه ای نشد؟
نظراتتون رو لطفا بگید قشنگا💕
….
توجه:«فصل دوم بعد از یه سناریو نویسی کوتاه تا امشب آماده میشه و از فردا شروع به پارت گزاری میشه»
دیدگاه ها (۷)

سلام جیگرا🎀 احوالتون؟ از الان به بعد پوستر جدید فصل دوم فیک ...

#رمان گوشه امن سایه ها ,part,1 ##🖋️پیش نویس فصل دوم:سایه در ...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

#رمان گوشه امن سایه ها##🖋️پیش نویس فصل اول:فولاد سرد و ادکلن...

Plan A ویو تیلور زنگ در خورد و تام رفت در و باز کرد و جعبه ...

#رمان گوشه امن سایه ها part,3 #پیش نویس فصل دوم:سایه در شب ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط