با حرکت کردن ماشین سرم رو بالا بردم و نگاهش کردم
{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵⁴
.
.
با حرکت کردن ماشین سرم رو بالا بردم و نگاهش کردم
ملودی : کجا میریم؟؟
جونگکوک : میخوام مسئولیت بی دقتیم رو گردن بگیرم
سکوت کردم و زل زدم به جاده ، کنار دیواری وایساد و ماشین رو خاموش کرد .
جونگکوک : پیاده شو
با این حرفش خودش از ماشین پیاده شد ، منتظر بودم ببینم چیکار میکنه ، به سمت در پشتی رفت و بازش کرد کتش رو درآورد و گذاشت رو صندلی . در رو بست و جلوی ماشین وایساد ، دید پیاده نمیشم زل زد بهم و اشاره کرد پیاده شم ، در رو باز کردم و پیاده شدم . بهش نزیدک شدم
ملودی : من نمیدونم چطوری باید برم
جونگکوک : من میدونم
دستشو به سمتم دراز کرد ، کنجکاو به دستش زل زدم و بعد به خودش نگاه کردم
جونگکوک : منتظر چی هستی ، کیفت رو بده
سریع کیفم رو درآوردم و دادم بهش گذاشتش روی کاپوت ماشین .
جونگکوک : کفشات که گرون نیست؟
ابروم بالا رفت
ملودی : چی؟
جونگکوک : میگم ، درشون بیار پرتشون کن اون ور دیوار
چشمام گشاد شد ، کفشام رو دراوردم ، زمین مثل چی سرد بود و منم پاهام لخت بود و جوراب نداشتم ، بخ زده بودم ، خم شدم ، کفشارم رو برداشتم و نگاهی به اقای جئون انداختم
ملودی : گم نمیشن؟
از دستم گرفتشون و پرت کرد اون ور دیوار
جونگکوک : دیگه مهم نیست
تمام مدت متعجب نگاهش میکردم ، کنار دیوار رفت ، آستیناش و بالا داد و به دستاش اشاره
جونگکوک : تا از سرما یخ نزدی بیا رو دستم قلاب میگیرم برات
ملودی : کیفم؟؟
جونگکوک : اون رو نمیتونی ببری احتمال زیاد خودش و وسایلش گم یا خراب میشن ، دوشنبه برات میارمش .
{ بادآوری : کره مدارس از دوشنبه تا جمعهست }
سری تکون دادم و به سمتش رفتم
ملودی : چیکار کنم؟؟
جونگکوک : دستتو بزار رو شونهم ، بعدش یه پاتو بزار روی دستم ، خودم میبرمت بالا ، روی دیوار وایسا و بعد اویزون شو از اون ور بیوفت ، دو متر و بیست تهش بیشتر ارتفاع نداره ، قدت بلنده چیزیت نمیشه
سری تکون دادم ، طبق گفتهش دستمو روی شونهش گذاشتم و یکی از پاهام رو روی گره دستاش ، اروم بالا بردم ، درحالی که سعی میکردم جیغ نزنم و تعادلم رو حفظ کنم دستم رو به لب دیوار رسوندم ، کمکم کرد و روی دیوار نشستم ، با دیدن ارتفاع با چشمایی که مطمئنم فرقی با چشمای غورباقه نداشت به پایین و چشمای آقای جئون زل زدم
ملودی : اقای جئون ! این که بیشتر سه متره!
ابرویی بالا انداخت
جونگکوک : هیچیت نمیشه اویزون شو و بعد دستات رو ول کن ، همین که به زمین رسیدی بشین رو زمین تا پاهات نگیره
بعد از کلی کلنجار با خودم سعی کردم اعتماد کنم ، اویزون شدم دستام ول کردم و ناخودآگاه جیغ نسبتا بلندی زدم . دستم خراش برداشت اما سالم موندم
صدای اقای جئون رو شنیدم
جونگکوک : ملودی؟؟ ملودی ؟؟
ملودی : موفق شدم
جونگکوک : کفشات رو بردار و برو تو
ملودی : باشه ، لطفا یادتون نره کیفم رو بیارید
جونگکوک : باشه ، برو
ملودی : خدانگهدار
جونگکوک : خداحافظ
به پشت سرم نگاه کردم ، کفشام با فاصله از هم کمی دور تر از خودم افتاده بودن ، بلند شدم و به سمتشون رفتم . وقتی پوشیدمشون صدای روشن شدن ماشین آقای جئون رو شنیدم .
.
.
.
.
پارت کم گذاشتم چون گفته بودم دو سه پارت بیشتر نمیزارم و قبلش هم ۷ پارت شارژ کردم👼🏻💞💞💞
هفته بعد یا شااااااااایدددددددد شاااااییییددددد به احتمال پنج درصد آخر این هفته براتون دوباره پارت شارژ میکنم👸🏻🐋
𝒫𝒶𝓇𝓉 ⁵⁴
.
.
با حرکت کردن ماشین سرم رو بالا بردم و نگاهش کردم
ملودی : کجا میریم؟؟
جونگکوک : میخوام مسئولیت بی دقتیم رو گردن بگیرم
سکوت کردم و زل زدم به جاده ، کنار دیواری وایساد و ماشین رو خاموش کرد .
جونگکوک : پیاده شو
با این حرفش خودش از ماشین پیاده شد ، منتظر بودم ببینم چیکار میکنه ، به سمت در پشتی رفت و بازش کرد کتش رو درآورد و گذاشت رو صندلی . در رو بست و جلوی ماشین وایساد ، دید پیاده نمیشم زل زد بهم و اشاره کرد پیاده شم ، در رو باز کردم و پیاده شدم . بهش نزیدک شدم
ملودی : من نمیدونم چطوری باید برم
جونگکوک : من میدونم
دستشو به سمتم دراز کرد ، کنجکاو به دستش زل زدم و بعد به خودش نگاه کردم
جونگکوک : منتظر چی هستی ، کیفت رو بده
سریع کیفم رو درآوردم و دادم بهش گذاشتش روی کاپوت ماشین .
جونگکوک : کفشات که گرون نیست؟
ابروم بالا رفت
ملودی : چی؟
جونگکوک : میگم ، درشون بیار پرتشون کن اون ور دیوار
چشمام گشاد شد ، کفشام رو دراوردم ، زمین مثل چی سرد بود و منم پاهام لخت بود و جوراب نداشتم ، بخ زده بودم ، خم شدم ، کفشارم رو برداشتم و نگاهی به اقای جئون انداختم
ملودی : گم نمیشن؟
از دستم گرفتشون و پرت کرد اون ور دیوار
جونگکوک : دیگه مهم نیست
تمام مدت متعجب نگاهش میکردم ، کنار دیوار رفت ، آستیناش و بالا داد و به دستاش اشاره
جونگکوک : تا از سرما یخ نزدی بیا رو دستم قلاب میگیرم برات
ملودی : کیفم؟؟
جونگکوک : اون رو نمیتونی ببری احتمال زیاد خودش و وسایلش گم یا خراب میشن ، دوشنبه برات میارمش .
{ بادآوری : کره مدارس از دوشنبه تا جمعهست }
سری تکون دادم و به سمتش رفتم
ملودی : چیکار کنم؟؟
جونگکوک : دستتو بزار رو شونهم ، بعدش یه پاتو بزار روی دستم ، خودم میبرمت بالا ، روی دیوار وایسا و بعد اویزون شو از اون ور بیوفت ، دو متر و بیست تهش بیشتر ارتفاع نداره ، قدت بلنده چیزیت نمیشه
سری تکون دادم ، طبق گفتهش دستمو روی شونهش گذاشتم و یکی از پاهام رو روی گره دستاش ، اروم بالا بردم ، درحالی که سعی میکردم جیغ نزنم و تعادلم رو حفظ کنم دستم رو به لب دیوار رسوندم ، کمکم کرد و روی دیوار نشستم ، با دیدن ارتفاع با چشمایی که مطمئنم فرقی با چشمای غورباقه نداشت به پایین و چشمای آقای جئون زل زدم
ملودی : اقای جئون ! این که بیشتر سه متره!
ابرویی بالا انداخت
جونگکوک : هیچیت نمیشه اویزون شو و بعد دستات رو ول کن ، همین که به زمین رسیدی بشین رو زمین تا پاهات نگیره
بعد از کلی کلنجار با خودم سعی کردم اعتماد کنم ، اویزون شدم دستام ول کردم و ناخودآگاه جیغ نسبتا بلندی زدم . دستم خراش برداشت اما سالم موندم
صدای اقای جئون رو شنیدم
جونگکوک : ملودی؟؟ ملودی ؟؟
ملودی : موفق شدم
جونگکوک : کفشات رو بردار و برو تو
ملودی : باشه ، لطفا یادتون نره کیفم رو بیارید
جونگکوک : باشه ، برو
ملودی : خدانگهدار
جونگکوک : خداحافظ
به پشت سرم نگاه کردم ، کفشام با فاصله از هم کمی دور تر از خودم افتاده بودن ، بلند شدم و به سمتشون رفتم . وقتی پوشیدمشون صدای روشن شدن ماشین آقای جئون رو شنیدم .
.
.
.
.
پارت کم گذاشتم چون گفته بودم دو سه پارت بیشتر نمیزارم و قبلش هم ۷ پارت شارژ کردم👼🏻💞💞💞
هفته بعد یا شااااااااایدددددددد شاااااییییددددد به احتمال پنج درصد آخر این هفته براتون دوباره پارت شارژ میکنم👸🏻🐋
- ۱۷۲
- ۲۰ بهمن ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط