{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ملودی خیلی ممنون

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }
𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵²
.
.
ملودی : خیلی ممنون
کیفم رو به دستم داد و با دستش به بیرون همراهیم کرد . با هم به سمت در خروجی هم قدم شدیم
جونگ‌کوک : اگر افتخار بدید برسونمتون
لبخندی به چاپلوسی‌ش زدم
ملودی : لازم نیست تا همینجا خیلی محبت کردید باید بعدا براتون جبران کنم
تک خنده مردونه‌ای کرد
جونگ‌کوک : یعنی فکر کردی میزارم این موقع شب با تاکسی ، پیاده یا هرطوری به جز با ماشین خودم بری خوابگاه؟
از در خروجی که خارج شدیم به سمتش برگشتم و تعظیم کوتاهی کردم
ملودی : لطفا اصرار نکنید تا همینجا زحمت دادم
جدی تر از خودم بهم گفت
جونگ‌کوک : گفتم نمیزارم دانش آموزم این موقع با تاکسی بره ، رو حرف معلمت حرف میاری؟
درحالی که لبخندی محو روی صورتم بود توی دلم فحشی نسارش کردم . با پایین بردن سرم تسلیم حرفش شدم
جونگ‌کوک : همینجا بمون ، من میرم ماشینو بیارم
به صورتش نگاه کردم و سری تکون دادم . برگشت و رفت ، چند قدمی دور شده بود که برگشت و با دستش بهم اشاره کرد
جونگ‌کوک : از جات تکون نخور ، اگر برگشتم نبودی این ترم برات صفر رد میکنم
بی اینکه منتظر جوابم بمونه برگشت و راهش گرفت و رفت ( واااااای چقدر *برگشت* دیوونه شدم ) ، خنده‌ای بهش کردم ، چطور با اون جدیت همچین حرف مسخره‌ای رو تهدید وار به زبون آورد؟ نمیدونم بهم بر بخوره یا بهش بخندم .
دو دقیقه‌ای بود که نیومده بود ، هوا نسبت به وقتی که از خوابگاه بیرون اومده بودم سرد تر شده بود ، انگشتام از سرما کمی سرخ شده بود ، مطمئنم بینی‌م هم سرخ شده بود ، دستام رو بخاطر لرز خفیفی که تو بدنم افتاده بود دور ارنجام حلقه کردم . به کفشام زل زده بودم که بوق ماشینی توجهم رو جلب کرد ، پایین پله ها ماشین مشکی ایستاده بود که مثل ماشینی بود که روزی که بیمارستان بودم سوارش شدم و به خوابگاه برگشتم ، پس آقای جئون بود ، با این حال صبر کردم تا مطمئن شم
شیشه سمت شاگرد پایین اومد و من آقای جئون رو که روی صندلی راننده نشسته بود دیدم ، به سمت ماشین حرکت کردم ، داخل که نشستم کمربندم رو بستم ، شیشه سمت شاگرد بالا رفت ، نگاه گذرایی به آقای جئون انداختم که نگاهش به خودم توجهم رو جلب کرد ، یک ثانیه نگذشت که دستش رو به سمتش بخاری برد و روشنش کرد اما دماش رو خیلی بالا نبرد . گوشه لبم از روی دقت زیادش بالا رفت و لبخند محوی زدم .
تازه از محوطه رستوران بیرون اومده بودیم و با اینکه جاده خیلی شلوغ نبود آقای جئون آروم میروند . دستش رو به سمت گوشیش برد و چیزی رو سرچ کرد و بعد از بالا آوردن لوکیشنی که حدس میزدم برای خوابگاه باشه سرعتش رو کم کم بالا برد . با اینکه ساعت نه و نیم بود هنوز هم ترافیک سبکی بود ، و حدس میزدم بخاطر ترافیک نه چندان سنگین تا خوابگاه تقریبا چهل دقیقه ای راه باشه .
آهنگ ملو و آرومی توی ماشین پخش بود که بیکلام بود . به جلو خیره شده بودم . ده دقیقه‌ای میشد حرکت کرده بودیم . اهم کوچیک و ارومی کردم
ملودی : بابت لطف‌تون ممنونم..
جونگ‌کوک : وظیفه‌م بود
نگاهم به سمت دستش جلب شد ، و تتو هاش ، با دیدنش سوالی که میخواستم توی رستوران بپرسم اما یادم رفته بود رو به یاد آوردم
ملودی : اگر اشکالی نداشته باشه ، میشه بدونم چطوری تتو هاتون رو توی مدرسه می‌پوشوندید؟
نیم نگاهی بهم انداخت و دوباره به جلو خیره شد
جونگ‌کوک : با کرم پودر
خیلی کوتاه جواب داد.. ، اوهومی گفتم ، نمیدونم چرا ، ولی دوباره یاد اون اتفاق افتادم و رفتم تو خودم ، انگار متوجه شد ، ولی هیچی نگفت ، بعد از چند ثانیه طولانی حرفی از دهنم در رفت..
ملودی : لطفا هیچوقت روی هیچ دختری دست بلند نکنید..
سکوتی کرد و بعد از نگاه های گذارای زیادی بهم زیر لب چیزی رو زمزمه کرد
جونگ‌کوک : متاسفم..
دیدگاه ها (۶)

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵³ ..داشتم بغض میکردم ، نمیخواست...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵⁴..با حرکت کردن ماشین سرم رو با...

عکس جدیدی که جونگوک تو پیجش آپلود کردهههههههه😭😭😭😭😭😭😭..گایز م...

{ 𝐵𝑒𝓉𝓌𝑒𝑒𝓃 𝓉𝑜𝓌 𝓈𝓅𝒶𝒸𝑒𝓈 }𝒫𝒶𝓇𝓉  ⁵¹..ملودی : من درک میکنم که شما ...

part 15عشق پنهان 《ویو ات》چند لحظه بینمون سکوت بود با حرف جون...

part36 عشق پنهان《ویو ات》با حرفش خشکم زد فکر نمی کردم انقدر ع...

part22 عشق پنهان《ویو ات》از حرفم پشیمونم . شام مون رو خوردیم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط