{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت دوم

پارت دوم

فلش بک

شرط می‌بندم سئومی دوباره در کمد لباس هایم سرک کشیده و لباس شرابی رنگم را برداشته ..لعنتی جنس اون لباس از ابریشم اصل بود..با داد و بیداد سمت اتاق سئومی میرم و وقتی در را باز میکنم....بله...لباس شرابی رنگ کاملا تن سئومی است

آسا:فکر کنم بهت گفته بودم که دلم نمی‌خواهد یه فاحشه کوچولو در کمد لباس هایش فضولی کند درسته؟

سئومی دستش را روی قلبش میزارد انگاری که شخصا به تمام اقوامش بی احترامی بزرگی کردم(شاید کرده باشم)

سئومی:فاحشه؟بیخیال ...نامزد خواهرم دارد میاید...باید یه لباس خوب می‌پوشیدم

آسا:لباس های خودت هم مارک و اصل هستن عوضی کوچولو...همین حالا لباسم را پس بده

ناگهان مادرم از ناکجا آباد پیدا میشود بازویم را محکم میگیرد و با نگاه یخی اش خون را در بدنم بند می آورد

مادرم:کاری نکن که بعدا پشیمان شوی دختره کثیف ...حالا برو و آماده شو تا نامزدت بیاید....بعد از شام حسابت را میرسم

دستم را از دست مادرم بیرون میکشم و سمت اتاقم میرم اما نه..در را نمی‌گویم...نمیخواهم کسی متوجه ضعف من بشود فقط جوری رفتار کن انگار اتفاقی نیفتاده(مثل همیشه) و یه لباس سورمه ای رنگ می‌پوشم(عکسش رو می‌زارم)آرایش میکنم و موهایم را هم مرتب میکنم و از اتاق بیرون میرم(خدمتکار ها از قبل همه چیز را آماده کردند)

صدای زنگ در میخورد و....بالاخره...

دوستون دارم کیم لارا✨

استری کیدز -#بنگچان-#لینو-#چانگبین-#هیونجین-#هان-#فیلیکس-#سونگمین-#جونگین-#سناریو-#تکپارتی-#چندپارتی
دیدگاه ها (۰)

سقوط درخشان یک دیوانه پارت ۲۴ *سانیار*تو خواب خیلی ناز و شکن...

دختر کوچولو p13 در باز شد و چهار زن وارد اتاق شدن یکی از اون...

رمان دخت من

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆ ۲۴ پارتصبح روز بعد، وقتی از خ...

#تاج_و_طوفانپارت ۱۶۵: اولین قدم توی قصردر بزرگ سالن که پشت س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط