{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"در روشنایِ کمرنگِ نان

"در روشنایِ کمرنگِ نان
نمی‌شود
در ستایشِ خورشید چیزی نوشت
من نتوانستم
اجدادم نیز نتوانسته بودند
ما درظلمتِ رنج‌ها زندگی می‌کنیم
هیچ‌کس نمی‌تواند
با الفبایِ تاریکی
در وصفِ روشنایی بنویسد..! "

"رسول یونان"
دیدگاه ها (۱)

خاطرات آویزانند... از بندِ ذهنمان... هی تاب می‌خورند و هی بی...

خواستیم رویا ببافیمسوزن‌ها را غلاف کردندو به ما یاد دادند نخ...

زنِ عنکبوتِ بافنده‌ی تار و پودِ سرنوشتهراسِ شکافتنِ هرگرهو ا...

و سرانجام... از قصه‌های شکارچیان... چیزی نمی‌ماند... جز یک م...

در جهان هستی هیچ شبِ بی‌پایانی وجود ندارد. همان‌گونه که تاری...

سواد رابطه عاشقانه های شبنم

عاشقانه های شبنم

بسم الله الرحمن الرحیم نه رنج و نه لذت :جهنم و بهشت هر دو تط...

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ²کیم ته‌وون، پدر عمارت، ...

گاهی آدمنه از رفتنِ کسی شکایت دارد،نه از ماندنِ خاطره‌ای...ف...

‌سایه های پنهان در شب های گرم فصل ۲ قسمت ۸ آن‌ها از دروازه‌ی...

در میان هیاهوی روزگار و تکرار بی‌امان لحظه‌ها، گاهی در سکوتِ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط