ادامه پارت عاشق روانی
ادامه پارت ۵عاشق روانی
گفتم: من که هق تشکر کردم هقققق
کوک: تشکر کافی نیست
ات: پس .. من باید هقق چیکار هقق کنم
کوک: بعد اینکه پریودیت تمام شد بهت میگم
یهو ازم خون ریخت روی زمين
کوک: با خودت پد نیاوردی
ات: نه یهو تیشرتم خونی شد
کوک: چرا تیشرتت داره خونی میشه
ات: من وقتی پریود میشم از سینم خون میاد (با خجالت)
کوک: لباست رو دربیار ببینم 😈😈😈
ات: چییی(داد)
کوک: همین که شنیدی در بیار
ات :نمی تونم
ویو کوک
داشتیم حرف میزدیم که دیدم تیشرتش خونی شد ازش پرسیدم که گفت وقتی پریود میشه از سينه اش خون میاد بهش گفتم: در بیار ولی در نیاورد خودم دست بکار شدم ...
گفتم: من که هق تشکر کردم هقققق
کوک: تشکر کافی نیست
ات: پس .. من باید هقق چیکار هقق کنم
کوک: بعد اینکه پریودیت تمام شد بهت میگم
یهو ازم خون ریخت روی زمين
کوک: با خودت پد نیاوردی
ات: نه یهو تیشرتم خونی شد
کوک: چرا تیشرتت داره خونی میشه
ات: من وقتی پریود میشم از سینم خون میاد (با خجالت)
کوک: لباست رو دربیار ببینم 😈😈😈
ات: چییی(داد)
کوک: همین که شنیدی در بیار
ات :نمی تونم
ویو کوک
داشتیم حرف میزدیم که دیدم تیشرتش خونی شد ازش پرسیدم که گفت وقتی پریود میشه از سينه اش خون میاد بهش گفتم: در بیار ولی در نیاورد خودم دست بکار شدم ...
- ۷.۱k
- ۱۵ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۱۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط