{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

زندگی پردردسر

زندگی پردردسر
پارت بیست

مینا: ممنون که انقدر کمک کردی😕
خدا: ناشکری نکن بچه
مینا: چشم

مینا: اِمم ... چیزه اوراراکا ... اون جوری که فکر می کنی نیست ... این فقط...
اوراراکا بی توجه به حرف های مینا: سلام

ویو ایزوکو

ای وای این خانوم که مامانمه من چقدر حواس پرتم
ایزوکو: سلام مامان ، سلام یائویوروزو چان
یائویوروزو: سلام تمرینات تموم شد؟
ایزوکو: آره

که مامانم اومد بغلم کرد منم متقابل بغلش کردم
مامان: ایزوکو دلم برات تنگ شده بود پسرم برای همین با میتسوکی چان اومدیم اینجا

که دیدم اوراراکا چان اومد پایین پیش ما

اوراراکا: سلام
ایزوکو/مادرش: سلام
اوراراکا: شما باید مادر دکو باشید درسته؟ من اوراراکا اوچاکو هستم از آشنایی باهاتون خوشبختم
مامانم: درسته! منم مادر ایزوکو اینکو میدوریا هستم عزیزم
ایزوکو: مامان راستی چرا اینجا پیش یائویوروزو بودی؟
اینکو: وقتی اومدم اینجا دیدم یائویوروزو تنها اینجا نشسته بود منم اومدم پیشش از تنهایی در بیاد(منم تنهام پیش منم بیا🥺)
ایزوکو: مامان خاله میتسوکی کجاس ندیدمش
اینکو: گفت می‌ره به کاتسوکی سر بزنه

چطور بود؟
بالاخره گشادی رو کنار گذاشتم پارت دادم😂
دیدگاه ها (۲۰)

بچه ها عیدتون مبارک 🎀❤️🌸🍡⭐💫فقط من ازتون به درخواست دارم اونم...

زندگی پر دردسر پارت ۲۱ بچه ها فکر کنم دعا ها تون مستجاب شد پ...

زندگی پردردسر پارت نوزدهم ویو شوتو وقتی از خوابگاه اومدیم بی...

زندگی پردردسر

زندگی پردردسر پارت ۲۲میتسوکی شروع کرد به بلند خوندن نوشته ها...

زندگی پردردسر پارت ۲۹میتسوکی اول با نگاه آره من کرم نشنیدم ت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط